تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢١٥
اين راه توانست عده زيادى طرفدار و ياور براى جبهه حق آماده سازد و خانه امام در حقيقت مدرسهاى شد براى پذيرش شاگردانى از بردگان و پرورش و تربيت و فارغ التحصيل شدن آنان، در حالى كه كه اگر امام مىخواست بطور رسمى يك مدرسه براى تعليم و تربيت باز كند، به يقين حكومت مانع مى شد.
رابطه ولاء عتق، «١» هميشه آنان را به امام ارتباط مىداد و آنها در حقيقت سپاهى براى امام بودند، «٢» تعداد بردگانى كه امام (ع) آزاد كرده، بسيار بود، او هيچ بندهاى را بيش از يكسال نگه نمىداشت وقتى بندهاى را مىخريد، در اول سال يا در بين سال در شب عيد فطر او را آزاد مىكرد و در سال بعد بردگان جديد مىخريد، در هر شب عيد فطر حدود بيست برده آزاد مىكرد. «٣» عبدالعزيز سيد الاهل مىنويسد:
«بردگان هم اين روش امام سجاد (ع) را فهميده بودند و بدين جهت خود را به آن بزرگوار عرضه مىكردند و او را براى آقايى خود بر مىگزيدند و از دسترس بزرگان ديگر، خود را دور نگه مىداشتند تا به دست امام بيفتند زمان مىگذشت و امام زين العابدين در هر سال، ماه، روز و نزد هر خطا و اشتباهى حريت و آزادى مىبخشيد تا اينكه سپاهى از مردان و زنان آزاده شده پيدا شدند كه همه در ولاء امام سجاد بودند و تعداد آنان به پنجاه هزار يا بيشتر مىرسيد.» «٤» نمونههايى از برخوردهاى تربيتى امام با بردگان الف- يكى از كنيزان حضرت سجاد بر دست امام آب مىريخت تا براى وضو آماده شود ناگاه ظرف آب از دستش افتاد و به صورت امام خورد و آن را زخمى كرد امام سرش را به طرف او بلند كرد كنيز تربيت شده گفت: