تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٢٠
سجاد (ع) به دو نمونه از شورشهاى اين دوران اشاره مىكنيم.
شورش خوارج خوارج بعد از واقعه حكميّت، دو طرف درگير جنگ را- امام على (ع) و معاويه- تكفير كردند و بُغض و كينه آن دو را به دل گرفتند. آنان با كشتن امام على (ع)، عقده كينه خود را نسبت به آن بزرگوار تركاندند ولى نسبت به معاويه طرحشان ناكام ماند. در دوران حاكميتِ معاويه قيامهاى محدودى از جانب آنان صورت گرفت كه سركوب شد ولى آنان همچنان مخالف حاكميت امويان بودند.
فاصله بين مرگ معاويه (سال ٦٠ هجرى) تا چند سال بعد از فتح عراق به دست عبدالملك در سال ٧٢ يعنى مدت بيش از يك دهه به خاطر كاهش قدرت امويان، اوج تاخت و تاز خوارج بود.
ابى بلال، مِرداس بن حدير در سال ٦١ شورش كرد و سپاهيان عبيدالله را شكست داد. براى بار دوم سپاه عبيدالله با ابى بلال درگير شدند و تا عصرگاهان جنگيدند و عصر گاهان به خواست خوارج براى اداى نماز اعلام آتش بس شد ولى سپاه عبيدالله يا نماز را زود خواندند و يا آن را ناتمام گذاردند و بر خوارج تاختند و آنان را در حال نماز از دم تيغ گذراندند. «١» عبيدالله نسبت به خوارج بسيار سختگيرى مىكرد و با اندك گمانى بر خارجى بودن افراد، آنان را دستگير مىكرد و به قتل مىرساند. «٢» چندانكه عراق براى آنان ناامن شد. حجاز و مكه در آن زمان از دايره تسلط امويان خارج بود و خوارج آنجا را مناسب تشخيص دادند و با چشم پوشيدن از نقاط اختلاف خود با ابن زبير، در كنار او قرار گرفتند.
خوارج يمامه به رهبرى نَجْدة بن عامر و خوارج فرارى عراق به رهبرى نافع بن