تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٥٩
خلاصه درس ى مختار بعد از قيام توابين در كوفه علم انقلاب را بر افراشت و مردم را به بيعت با خويش براى جنگ با قاتلان امام حسين و ستمگران و دفاع از مظلومان دعوت كرد و بسيارى به او گرويدند كه از جمله ابراهيم بن مالك اشتر بود. او در سال ٦٦ قيام كرد و بر كوفه و مناطق وسيعى از عراق و ايران مسلط شد و سپاه اعزامى او توانست سپاه اعزامى عبيد الله بن زياد را شكست دهد.
ى اشراف كوفه كه از او مىترسيدند و روش حكومتى او را نمىپسنديدند عليه او شورش كردند ولىشورشآنان سركوب شد ودر پى آن شركت كنندگان در قتل امام حسين كشته شدند.
ى سپاه اعزامى او به فرماندهى ابراهيم بن مالك اشتر با سپاه عبيدالله درگير شد و در اين جنگ عبيدالله، حصين بن نمير، ذى الكلاع حميرى و بسيارى از فرماندهان و افراد سپاه شام كشته شدند.
ى مصعب بن زبير به تحريك اشراف فرارى با مختار در آويخت و در سال ٦٧ او را به شهادت رساند.
ى مختار كه از پشتيبانى وسيع موالى و محبان و شيعيان برخوردار بود توانست در يك مرحله موفق باشد و بسيارى از قاتلان خاندان پيامبر را بكشد. بسيارى از علماى عامه او را كذاب و منحرف شمردهاند ولى از مجموع روايات معلوم مىشود كه شيعه امامى بوده و عمل و اقدامش مورد تاييد امامان بوده است.
پرسش ١- موضع مختار نسبت به قيام توابين چه بود؟
٢- امام سجاد به محمد بن حنفيه و فرستادگان مختار چه فرمود؟
٣- چگونه مختار با اشراف كوفه در آويخت؟
٤- شهادت مختار چگونه پيش آمد؟
٥- دلايل شيعه بودن مختار را بنويسيد؟
٦- آيا لعن و نفرين امام سجاد حقيقى بود؟ توضيح دهيد.