تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٣٢
گرفتهاى و اين بينوايان را تنها گذاردهاى كه بين كوچهها، مساجد و بر در خانههايشان كشته شوند.» سخنان نعمان نتوانست در عزم استوار مردم مدينه خللى ايجاد كند و آنان را از قيام باز دارد. «١» قيام مردم در اوايل سال ٦٣ شورش مردم مدينه به طور عملى آغاز شد. اولين اقدام آنان اخراج فرماندار يزيد و سختگيرى بر بنى اميه بود. بنى اميه در منزل مروان جمع شدند و مردم مدينه آنان را محاصره كردند. خبر اقدام مردم مدينه به شام رسيد و يزيد كه از مقاومت نكردن بنى اميه در مقابل شورشيان خشمگين بود، خواست عمرو بن سعيد يا عبيدالله را براى سركوبى آنان بفرستد ولى آن دو عذر آوردند و قبول نكردند.
يزيد مسلم بن عُقبه مُرّى را براى اين مأموريت برگزيد و او اظهار داشت چون بنىاميه با وجود كثرت نفرات هيچگونه مقاومتى نكردهاند، شايسته ذلت و تو سرى خوردن هستند و نبايد آنان را يارى كرد. يزيد گفت:
«واى بر تو، اگر آنان نابود شوند ديگر زندگى چه خيرى خواهد داشت؟ براى يارى آنان با سپاهيان خارج شود.» «٢» نوشتهاند معاويه چنين روزى را پيش بينى كرده و مسلم را براى سركوبى مردم مدينه پيشنهاد داده بود. «٣» مسلم با سپاهى عظيم «٤» به سوى مدينه رهسپار شد و يزيد به وى سفارش كرد:
«سه روز آنان را به تسليم شدن دعوت كن، اگر اجابت نكردند با آنان جنگ كن و وقتى بر آنان غالب