تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٧٣
خلاصه درس ى امام سجاد (ع)، بعد از واقعه كربلا براى مدتى سياسيت سكوت و كناره گيرى را پيش گرفتند. اين سياست بنابر وصيت جدش رسول خدا و مطابق با مقتضاى حكومت بود. از ديد حكومت، امام يك فرد متهم بود و كاملا زير نظر و كسى جرأت رابطه برقرار كردن با ايشان را نداشت ولى امام با اتخاذ اين سياست توانست مراقبت حكومت را از خود بردارد و شرايطى پيدا كند كه افراد جرأت ارتباط با او را بيابند.
ى حجاج ثقفى از دشمنان سرسخت اهل بيت بود و نسبت به آل على عليه السلام كينه شديدى مى ورزيد. او به عبدالملك پيشنهاد داد كه امام را از سر راه بردارد و به شهادت برساند.
ى هشام بن اسماعيل از ديگر عاملان اموى بود كه نسبت به امام آزار و اذيت فراوان روا داشت.
ى عبدالملك مروان نيز در دوران خود، امام را به شدت زير نظر داشت، ولى سياست او كناره گيرى از ريختن خون آل ابوطالب بود. امام در برخورد با خلفا و قدرتمندان و از جمله عبدالملك خيلى بى اعتنايى نشان مى داد و اين برخورد امام براى عبدالملك بسيار غير قابل تحمل بود و خواست امام را به دربار خود جذب و در رديف همنشينان خود قرار دهد ولى با جواب كوبنده امام روبرو شد.
پرسش ١- وصيت پيامبر (ص) به امام سجاد (ع) چه بود؟ و چرا؟
٢- نتيجه سياست كناره گيرى و سكوت امام چه بود؟
٣- پيشنهاد حجاج به عبدالملك و جواب او را بنويسيد؟
٤- امام با نوشتن نامه به عبدالملك و خبر دادن از نامه وى به حجاج چه اهدافى را دنبال مى كرد؟
٥- جمله امام را درباره عمر بن عبدالعزيز بنويسيد.