تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٨٤
ابىطالب تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) ٨٧ «درس نهم» امام سجاد و تداوم نهضت حسينى(٣)
است. من فرزند فاطمه زهرايم، من فرزند سيد زنانم. من فرزند من فرزند » «١» تكيه امام در اين خطبه شريف بر شناساندن خود و پدرش به عنوان فرزندان نسبى رسول خدا و از خانواده فضيلت بود. فضائلى از جد، جده و پدرش بيان كرد كه آن مردم به هيچ وجه نشنيده بودند. آراسته بودن خود را به اخلاق عالى و مورد عنايت خدا بودن خويش را ياد آورد و مردم با شنيدن اين سخنان، به شيون افتادند. بيم شورش عمومى مىرفت. يزيد براى ساكت كردن امام به مؤذن متوسل شد و دستور اذان داد، مؤذن به اذان ايستاد:
اللهاكبر، الله اكبر.
امام از فرصت استفاده كرد و از فاصله جملات اذان كمك گفت و پس از الله اكبر مؤذن فرمود:
«آرى، خدا بزرگتر، برتر، با جلالتر و كريمتر از آن است كه بترسم و پرهيز كنم.» و وقتى مؤذن گفت: «اشهد ان لا اله الا الله»، امام فرمود:
«آرى با هر شاهدى شهادت مىدهم و بر هر منكرى حمل مىكنم كه جز او خدايى و پروردگارى نيست.» و وقتى مؤذن گفت: «اشهد ان محمداً رسول الله»، امام عمامه از سر برداشت و به مؤذن گفت:
«به حق اين محمد از تو مىخواهم كه ساعتى مكث كنى.» بعد به يزيد رو كرد و فرمود:
«اى يزيد اين محمد جد توست يا جد من؟ اگر بگويى جد توست، دروغ گفته و كفر ورزيدهاى و اگر جد