تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٨
خود مأموم است نه امام. قرآن شريف اين حقيقت را چنين بيان فرموده است:
«افَمَنْ يَهْدى الَى الْحَقِّ احَقَّ انْ يُتَّبَعَ امَّنْ لايَهِدى الَّا انْ يُهْدى» «١» آيا كسى كه به حق هدايت مىكند شايسته است كه پيروى شود (و امام باشد) يا كسى كه خود راه را نمىيابد و هدايت نمىشود مگر اينكه هدايت گردد.
از آنجا كه هر انسان عاقلى با كمترين توجه و دقّتى به اين حقيقت اعتراف مىكند، در ادامه آيه كسانى را كه امام هدايت يافته را رها كرده و به دنبال امامان هدايت نايافته محتاجِ به هدايت رفتهاند را مورد سؤال قرار داده كه:
«فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ» شما را چه مى شود؟ چگونه حكم مىكنيد؟
بنابراين امام بايد بىنياز از علم، كمال و هدايت ديگران باشد و خودش در اوج قله كمال انسانيت بوده و دستگير همگان باشد. اديب و نحوى معروف- خليل مصرى- را از امامت على (ع) پرسيدند كه آيا ايشان بر ديگران امام بوده يا ديگران بر ايشان؟ و او در گفت:
«احْتِياجُ الْكُلِّ الَيْهِ وَ اسْتِغْناؤُهُ عَنِ الْكُلِّ دَليلٌ عَلى انَّهُ امامُ الْكُلِّ» «٢» نياز همه به او و بىنيازى او از همه دليل امامت او بر همگان است.
به تصديق عموم تاريخ نويسان و راويان احاديث و اخبار از همه مذاهب، هر يك از امامان شيعه، از جمله امام سجاد عالمترين، فاضلترين، عابدترين و كاملترين انسان زمان خود بوده و برترى آنها بر همه افراد زمان از حيث فضايل و كمالات انسانى مورد اتفاق است و با هيچ كسى ديگر قياس نمىشوند و اين خود دليل بر امامت آنان است.
٢- در جاى خود و به حكم اخبار و روايات، ثابت شده كه زمين از حجت و امام نبايد خالى باشد و هر زمان يك نفر امامت و ولايت دارد و واسطه فيض حق تعالى است «٣» و كسانى كه در زمان آن حضرت منصب خلافت را عهده دار بودند، هيچكدام