تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٤٦
٥- شجاعت وقتى در مجلس ابن زياد حضور يافت و پاسخ ياوه سرايىهاى او را با قاطعيت داد، ابن زياد خشم آورد و دستور قتل او را داد؛ امام خطاب به پسر مرجانه گفت:
«آيا مرا به كشته شدن تهديد مىكنى؟ مگر نمىدانى كه كشته شدن عادت ما و شهادت كرامتماست؟» و زمانى كه در پايتخت امويان با يزيد روبه رو شد به او خطاب كرد:
«اى پسر معاويه و هند و صخر؛ جد من على بن ابيطالب در روز بدر و احد پرچمدار رسول خدا بود و جد و پدر تو پرچمداران كفّار.» و در سخنى ديگر خطاب به يزيد گفت:
«واى بر تو اى يزيد، اگر مىدانستى كه چه كردى و چه گناهى مرتكب شدى، در آن صورت به كوهها مىگريختى و خاك را رختخواب خود مىساختى. بشارت باد تو را به خوارى و پشيمانى.» «١» بيان چنين سخنان عتاب آميز در برابر حاكمان قلدر در كاخ و محل حكومت آنان، شجاعتى فوق تصور مىخواهد.
٦- علم امام سجاد (ع) عالمترين فرد زمان خود بود و دانشمندان روايات بيشمارى در باب اخلاق، موعظه، دعا، فضايل قرآن، حلال و حرام و مغازى از آن حضرت نقل كردهاند و كمتر كتابى در باب زهد و مؤعظه يافت مىشود كه مزّين به بيانات آن حضرت نباشد. «٢» زهرى از فقهاى معاصر آن حضرت گويد:
«من و اصحابم متفق بوديم بر اينكه روزه واجب فقط روزه ماه رمضان است. بر على بن الحسين وارد شديم و در اين مورد سؤال كرديم. اما در جواب چهل فرض براى روزه مىشمرد كه ده فرض آن واجب، ده فرض آن حرام، چهارده وجه آن اختيارى و سه وجه آن محتاج به اذن بود، به اضافه روزه