تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٠٤
«قَدَر و عمل به منزله روح و جسم هستند.» «١» و با اين جمله اعتقاد به تقدير محض و جبر را باطل شمرد.
ج- مبارزه با مشبهّه وقتى امام شنيد كه گروهى ذات مقدس حق تعالى را از اوج الوهيت پايين كشيده با مخلوقات تشبيه مىكنند و براى خدا قائل به جسم مىشوند. خشمگين شد و دست به دعا برداشت و با انشاى دعايى بطلان عقيده آنها را اعلام كرد و فرمود:
«الهى قدرت تو آشكار شده ولى هيبت جلالت آشكار نشده و تو را نشناختند و تشبيه كنندگان تو را به غير آنچه سزاوارى ارزيابى كردند و اى خدا من از كسانى كه با تشبيه درپى جستن تو بر آمدند، بيزارم، خدايا هيچ چيز مثل تو نيست و آنان (عظمت) تو را درك نكردهاند و »» د- مبارزه با تصوف و زهدنمايى يكى از فلسفههاى سيره زهد گونه امام، خط بطلان كشيدن بر روش زاهدانى بود كه از دنيا بريده بودند و نسبت به خلق هيچ مس تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) ٢١٠ كادرسازى ص : ٢٠٩ ؤوليتى احساس نمىكردند فقط بايد به عبادت و رياضت بپردازند، در حالى كه در آن جامعه انواع بدعتها و ظلمها رواج داشت و بر آنان لازم بود نسبت به آن عكس العمل نشان دهند.
امام علاوه بر اينكه با روش عملى خود، سيره و روش آنان را باطل اعلام كرد، به طور صريح نيز در مقابل آنان ايستاد و در كلامى فرمود:
«طوايفى از اين امت بعد از اينكه از امامان دين و شجره نبوت جدا شدند، نحلهها و فرقههايى شدند. گروهى در اوهام رهبانيت خود را گرفتار كردند و » «٣» و وقتى مردم به گروهى از همين عابدان زاهدنما براى طلب باران متوسل شدند و آنان دعا كردند و اجابت نشد، امام سجاد (ع) برآنان وارد شد و در جمع آنان را مخاطب