تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٥٧
و اما در بعضى روايات از او مدح شده و براى وى طلب رحمت شده است و در بعضى روايات تكذيب و لعن شده است. علّامه مامقانى در كتاب خود بيشتر روايات مدح و ذم را جمع آورى كرده و با دلايل محكم و متقن شيعه بودن و مورد تأييد امامان بودن اقدام وى را ثابت كرده است. مضمون بيان ايشان چنين است:
بدون شك و شبهه مختار مسلمان و بلكه شيعه- يعنى معتقد به امامت بلافصل امام على- است و ظاهراً عامه و خاصه بر اين مطلب اتفاق دارند و حق اين است كه او معتقد به امامت امام سجاد عليه السلام هم بوده است. اما دليل شيعه بودن وى اينكه او پيامبر را ملاقات نكرده و از امام على (ع) شنيده است كه چند هزار نفر از بنى اميه به دست وى كشته مىشوند و او اين مطلب را به طور يقينى پذيرفته است در حالى كه عامه امام على را عالم به امور پنهانى نمىدانند و از سخن او اطمينان و يقين حاصل نمىكنند «١» و اعتقاد به علم امامان خاص شيعه است.
و اما دلايل اعتقاد او به امامت امام سجاد:
اول: خبرى كه حاكى است امام حسين او را از آتش نجات مىدهد «٢» و حال آنكه به اعتقاد ما منكر امامت در آتش جاويدان است.
دوم: اينكه او هداياى با ارزش را خدمت امام سجاد مىفرستاد، دليل بر اعتقاد او به امامت امام سجاد (ع) است نه محمد بن حنفيه و الا بايد هدايا را پيش محمد مىفرستاد.
سوم: امام سجاد (ع) فرمود:
«خدا او را جزاى خير دهد.»» و امام باقر سه بار فرمود:
«خدا او را رحمت كند.» «٤»