تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١١٠
بحرانهاى حادى شده بود كه نتيجه فاصله گرفتن حكومت و مردم از اسلام ناب بود. نه حكومت، خود را در مقابل احكام اسلام متعهد مىدانست و بلكه در پارهاى موارد سر مخالفت با آن داشت و نه بيشتر مردم در نقاط مختلف كشور پهناور اسلامى آن روز نسبت به احكام دين آگاهى و عزم استوار داشتند. حكومت اموى بعد از گذشت كمتر از دو دهه با مشكلات و بحرانهاى متفاوتى دست به گريبان بود.
بحران سياسى اجتماعى الف- بى ثباتى حكومت بعد از مرگ معاويه حكومت اموى دچار يك بىثباتى گسترده شد. از يك طرف شورشهاى پى در پى در گوشه و كنار، حكومت مركزى را سر درگم گرده بود. هنوز مدت كمى از خلافت يزيد نگذشته بود كه حادثه كربلا پيش آمد و به دنبال آن شورش مردم مدينه، شورش ابن زبير در حجاز و عراق، شورش توابين و مختار، شورشهاى گسترده خوارج، شورش ابن اشعث و ... و اين شورشها بيش از يك دهه مشكلات فراوانى براى حكومت اموى ايجاد كردند.
از طرف ديگر خلفا نيز ثبات و دوامى نداشتند. در مدت كمتر از يك دهه بعد از مرگ معاويه، چهار خليفه، بر مسند حكومت تكيه زدند. يزيد بن معاويه، سه سال و اندى، معاويه ثانى كمتر از دو ماه مروان بن حكم كمتر از يك سال و بعد از آنها عبدالملك خليفه شد كه خلافت او بيش از بيست و يكسال طول كشيد. «١» ب- تبديل خلافت به سلطنت در زمان بنىاميه گر چه نام خليفه بر حاكمان وقت اطلاق مىشد ولى در حقيقت خلافت به سلطنت موروثى تبديل شد. ديگر خليفه را بزرگان مهاجر و انصار با مشورت انتخاب نمىكردند بلكه خليفه مردم را به بيعت با يكى از فرزندان خويش مىخواند و چه