تعاليم قرآن (ج2)

تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣

پيامبر (ص) آهنگ مكه دارد تا آنان آماده دفاع از خويش باشند.
جبرئيل (ع) ماجرا را به پيامبر (ص) اطلاع داد. پيامبر (ص) عده‌اى را مأمور يافتن آن زن كرد. آنها در يك منزلگاه در بين راه او را يافتند و اثاثيه او را تفتيش كردند. ابتدا او وجود نامه را انكار مى‌كرد و پس از اينكه حضرت على (ع) وى را به مرگ تهديد كرد، نامه را تحويل داد. آنها نامه را خدمت رسول خدا (ص) آوردند. حاطب گفت: به خدا سوگند از آن روزى كه اسلام را پذيرفته‌ام، لحظه‌اى كافر نشده و هرگز خيانت نكرده‌ام و نوشتن اين نامه هم بدين جهت بود كه مشركان مكه به اهل من كه در مكه هستند آزار و اذيت نرسانند، در حالى كه مى‌دانستم خداوند سرانجام آنان را گرفتار شكست مى‌كند و نامه من براى آنان سودى ندارد.
از آنجا كه او فردى مؤمن و از شركت كنندگان در جنگ بدر بود، پيامبر (ص) عذر او را پذيرفت. اينجا بود كه آيات اول سوره ممتحنه (از جمله آيه فوق) نازل شد و درس‌هاى مهمى در زمينه ترك دوستى نسبت به مشركان و دشمنان خدا به مسلمانان داد و ابراهيم (ع) و يارانش را به عنوان اسوه برائت از كافران معرفى كرد. «١» برائت از كافران و معبودهاى دروغين‌ در اين آيات، خداى متعال براى مؤمنان و ياران پيامبر (ص) در مورد بيزارى و برائت از كافران و ترك دوستى با مشركان، حضرت ابراهيم (ع) و ياران او را به عنوان اسوه مطرح مى‌كند و مى‌فرمايد: حضرت ابراهيم (ع) و يارانش از قومشان كه ايمان نياورده بودند، دورى جسته و با تأكيد به آنها فهماندند كه تا ايمان به خداى يكتا نياورده و دست از شرك و بت‌پرستى برندارند، هرگز رابطه دوستى ميان آنان برقرار نخواهد شد. اين مخالفت هم قلبى بود؛ زيرا گفتند: «بَدابَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ» و هم زبانى بود؛ زيرا به قومشان گفتند: «انَّا بُرَاؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» و هم در عمل آن را نشان دادند و از آنان دورى گزيدند.