تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧
آيات قرآن را به باد استهزا مىگيرد. ضمير «اتّخذها» شايد پيامآور اين معناست. «١» البتّه نه تنها يك فرد بلكه جامعهاى هم ممكن است با حق چنين برخوردى بكند و در مقابل آيات قرآن موضع عناد و استهزا بگيرد و شايد به همين جهت كلمه «اولئِكَ» بهكار رفتهاست كه اشاره به جماعتاست نهالفاظى كه دال بر فرد است. «٢» تناسب عمل با عذاب چنانكه در دنيا ميان تشويق و عمل نيك، و تنبيه و عمل بد، تناسب مستقيم وجود دارد در قيامت هم ميان گناه و عذاب چنين تناسبى موجود است و اين تناسب را در اين آيه مىبينيم؛ بدين ترتيب كه نخست دروغگو و معصيتكار را بطور سربسته به عذاب سخت تهديد مىكند؛ زيرا غالباً دروغ با پوشش و سربسته صادر مىشود و همين امر ترديد و تحيّر در جامعه ايجاد مىكند و عذاب چنين عملى بايد سربسته باشد تا صاحبش در هالهاى از ابهام و وحشت بماند.
در مرحله دوم اين افراد با بىاعتنايى به آيات الهى، دل پيامبران را به دردمىآورند و بر آن نيز خوشحالند و خداوند هم به عذاب دردناك مژده مىدهد تا از درون، شكنجه روحى شوند. در سومين مرحله، عذاب اهانتآميز برايشان درنظر گرفته شده؛ زيرا آنها با استهزا و مسخره، آيات الهى را به وهن و سستى مىكشيدند تا آنها را از چشم و نظر مردم بيندازند.
سرانجام عذاب عظيم در انتظار آنهاست؛ چرا كه آنها با شرك به خدا به ظلم عظيم دست مىزدند و ظلم عظيم، عذاب عظيم مىطلبد.
سند گويا هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ انَّاكُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ «٣» اين نوشته ماست كه به حق سخن مىگويد، زيرا كارهايى كه مىكرديد مىنوشتيم.