تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤
خرابشدن عالم ممكن است و نيز امكان وقوع قيامت را به ذهن آنان نزديك كرد و اين معناى «نزديكشدن قيامت» است. «١» ناقه صالح انَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةَ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ وَ نَبِّئْهُمْ انَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ فَنادَوْا صاحِبَهُمْ فَتَعاطى فَعَقَرَ فَكَيْفَ كانَ عَذابى وَ نُذُرَ «٢» ماناقه را براى آزمايش آنها مىفرستيم، در انتظار پايان كار باش و صبر كن و به آنها خبرده كه آب (قريه) بايد در ميان آنها تقسيم شود (يك روز سهم ناقه و يك روز سهم آنها) و هر يك در نوبت خود بايد حاضر شوند. آنها دوست خود را صدا زدند، او به سراغ اين كار آمد و (ناقه را) پى كرد! پس بنگريد عذاب و اندرزهاى من چگونه بود! سرگذشت قوم ثمود قوم ثمود از اقوام عربى بودند كه در وادى القرى، بين مدينه و شام (شمال حجاز)، زندگى مىكردند و مشغول كشاورزى و باغدارى بودند. زندگى آنها به صورت قبيلهاى مىگذشت و بتپرست بودند. خداوند براى هدايت آنان، حضرت صالح را مبعوث نمود، ولى جز اندكى به او ايمان نياورده و او را ساحر و سفيه ناميدند. آنها از صالح خواستند تا براى نشاندادن راستى ادعايش از دل كوه ماده شترى بيرون آورد. خداوند اين معجزه را به او عطا كرد و دستور داد كه مردم نبايد مزاحم آن بشوند وآب آن شهر بين آنها و اين ناقه تقسيم شود. لكن آن قوم كافر يكى از بدترين افراد خود را انتخاب كرده و او اين شتر ماده را كه معجزه الهى و دليل نبوّت صالح بود كشت و پس از آن، خداوند طبق وعده عذابى كه پيشتر داده بود، آنها را به وسيله صاعقهاى سهمگين هلاك كرد. «٣»