تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١١
ولى برخى آن را آيهاى مستقل دانستهاند كه نشان دهنده عناد و لجاج در مقابل اصل نبوت بوده و لجاجت يكى از منكران نبوت را نشان داده است. «١» سيماى نمازگزاران انَّ الْانْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً اذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ اذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً الّاالْمُصَلينَ الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ ... «٢» انسان حريص و كم طاقت آفريده شده؛ هنگامى كه بدى به او رسد بىتابى مىكند و هنگامى كه خوبى به او رسد مانع رسيدن خير به ديگران مىشود؛ مگر نمازگزاران، آنها كه نمازها را مرتب به جا مىآورند و آنها كه در اموالشان حق معلومى است براى تقاضاكنندگان و محرومان و آنان كه به روز جزا ايمان دارند و آنان كه از عذاب پروردگارشان بيمناكند، چرا كه هيچ گاه خود را از عذاب پروردگار در امان نمىبينند و آنان كه دامان خويش را از بىعفتى حفظ مىكنند و اطفاى شهوت جز با همسران و كنيزان (كه در حكم همسرند) ندارند و در بهرهگيرى از اينها مورد سرزنش نخواهند بود و هر كس غير از اينها را طلب كند، متجاوز است و آنان كه امانتها و عهد خود را رعايت مىكنند و آنان كه به اداى شهادت حق قيام مىكنند و آنان كه بر نماز مواظبت دارند، اين افراد در باغهاى بهشتى گرامىاند.
انسانها همگى حريصند بجز نمازگزاران خداوند حكيم، حرص را بنا بر مصلحت در وجود تمامى انسانها به منظور رسيدن به كمال واقعى قرار داده است؛ زيرا بدون آن انسان ميل و رغبت به كارهاى خير، از خود نشان نمىدهد. البته اين صفت هم مانند ديگر صفات انسان، بايد تحت كنترل عقل قرار گيرد. اگر عقل نتواند از حرص كه مايه سعادت است، خوب استفاده كند و در مسير