تعاليم قرآن (ج2)

تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١

بيشتر كاركند، بيشتر از متاع دنيا بهره مى‌برد. اگر اين سنت نبود و يا مردم در برابر آن يكسان نبودند و اگر خداوند بدون اسباب و علل مادّى به كسى مال مى‌داد، به كافران بيش از همه مى‌داد، در حدى كه سقف خانه‌هايشان را هم از نقره قرار دهند؛ چون مال و زخارف دنيا ارزش چندانى ندارد. اگر ارزش زيادى داشت به كافران نمى‌داد بلكه آن را نيز چون مقام نبوت و امامت به خالص ترين بندگانش اختصاص مى‌داد. «١» دوستان دنيايى، دشمنان در آخرت‌ الْاخِلّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ الّا الْمُتَّقينَ «٢» دوستان در اين روز دشمن يكديگرند غير از پرهيزكاران.
مقصود از دشمنى در اين جا، قطع شدن پيوند است، چه همراه با خشم و كينه باشد چه نباشد. به اين معنا كه پيوند و دوستى كه در دنيا ميان مردم برقرار بود در قيامت همه آنها قطع مى‌شود مگر حب و دوستى كه بر محور حبّ خدا و در جهت اطاعت از اوامر او و در مسير الهى بوده است. اين نوع دوستيها تا بى‌نهايت تداوم دارد و فزونى مى‌يابد. به‌علاوه اهل بهشت على‌رغم قوميّت، نژاد، زبان و فرهنگهاى گوناگون كه در دنيا دارند به منزله اعضاى يك خانواده‌اند و اختلاف و كينه و عداوت از ميان آنها برداشته شده است. «٣» وَ نَزَعْنا ما فى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ اخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلينَ «٤» كينه‌ها را از دلشان كنده‌ايم، برادرانه بر تختها روبروى هم تكيه زده‌اند.
انگيزه دشمنى‌ها اينكه دوستيها در قيامت به دشمنى مى‌انجامد بدين جهت است كه جهان آخرت‌