تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦
فَاللَّهُ احَقُّ انْ تَخْشَوْهُ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ «١» آيا با قومى كه پيمانهاى خويش را شكستند و بر اخراج پيامبر همت گماشتند نمىجنگيد؟ در حالى كه براى نخستين بار آنان متعرّض شما شدند، آيا از آنها بيم داريد؟ و حال آنكه خدا سزاوارتر است كه از او بترسيد، اگر مؤمن هستيد.
اين آيات در حقيقت، سياست خارجى مسلمانان با كافران را بيان مىكند و اختصاص به عصر پيامبر (ص) ندارد، بلكه در هر عصرى مسلمانان مىتوانند روابط حسنه با كافرانى كه قصد جنگ با آنها را ندارند داشته باشند، ولى با كافران حربى، ماجراجو و توطئهگر بايد قطع رابطه كنند.
ممنوعيّت سلطه كافران گفتنى است كه مسلمانان در برخورد با گروه اول، بايد هشيار باشند كه داشتن روابط تا وقتى جايز است كه سبب تسلط كافران بر جامعه اسلامى نگردد، خواه تسلط فرهنگى و خواه سياسى و يا نظامى، زيرا قرآن كريم مىفرمايد:
لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلًا «٢» خداوند هرگز راهى براى (برترى و سلطه) كافران بر مؤمنان قرار نداده است.
امام خمينى (ره) مىفرمايد:
اگر در روابط اقتصادى و غير آن بر قلمرو اسلام و كشورهاى اسلامى، ترسيده شود كه بيگانگان تسلط سياسى يا غير آن بر آنها پيدا كنند كه اين تسلط موجب استعمار مسلمانان يا كشورهاى اسلامى شود هر چند از نظر فرهنگى باشد بر همه مسلمانان واجب است از داشتن چنين روابطى دورى كرده و اين گونه روابط، حرام است. «٣»