تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧
فلسفه آن اين است كه انسان وقتى يقين كرد كسى پيوسته ناظر اوست و گفتهها و شنيدهها و رفتار و كردارش را كنترلمىكند بيشتر مراقب اعمال خود مىشود و هنگام حسابرسى نمىتواند اعمال بد خود را انكار كند؛ زيرا ثبت دقيق اعمال و گفتار و حفظ كامل آنها دليل روشن و گواه گويايى مىگردد عليه انسان در حدّى كه جايى براى انكار نماند و چارهاى جز تسليم پيدا نكند. «١» فرشتههاى مأمور كه از آنها به «رقيب» و «عتيد» تعبير شده است، حافظان اعمال بندگان هستند و آنها را با نوشتن، از ضايعشدن حفظ مىكنند:
وَ انَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبينَ «٢» و بر شما محافظانى گمارده شدهاند، نويسندگانى بزرگوار.
آنها هميشه همراه انساناند و هيچ گاه از او دور نمىشوند. لفظ «قعيدٌ» از قعود به معناى نشستن، كنايه از ملازمت و مراقبت پيوسته است. يعنى همواره حقيقت عمل ما را نگه مىدارند تا در آخرت گواه باشند. «٣» البتّه تلقّى اعمال و حفظ و نگهدارى آنها با تحرير قلم، يا از طريق نوار و فيلم نيست- گرچه در بدو امر چنين معنايى به ذهن خطور مىكند- بلكه برتر از اين تصورات است و بعيد نيست كه از راه تمثّل و تجسّم عمل باشد؛ چنانكه «رؤيت عمل» كه در آيات زيادى به كار رفته مؤيّد اين معناست:
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ اشْتاتاً لِيُرَوْا اعْمالَهُمْ «٤» در اين روز مردم پراكنده از قبرها بيرون مىآيند تا اعمالشان رابه آنها بنمايانند.
ثبت گفتار گرچه گفتار نيز از اعمال آدمى به حساب مىآيد، امّا ذكر آن در اين آيه، به طور خاص، نظر به اهميّت گفتار و نقش الفاظ و سخنان در حيات بشرى دارد، در حدى كه يك جمله ممكن است مسير جامعهاى را به سوى خير يا شرّ تغيير دهد. يا بدين خاطر است كه از اين راه مىخواهد مردم را از گفتار زياد و بىفايده پرهيز دهد و از فرجام آن برحذر دارد؛ زيرا مردم،