تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩
راز تفاوتها ... نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِىالْحَيوةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيّاً وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ وَلَوْلا انْ يَكُونَ النَّاسُ امَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ «١» ... ما روزى آنها را در اين دنيا ميانشان تقسيم كرده ومرتبه بعضى را بالاتر از بعضى قرار دادهايم تا بعضى از ايشان بعضى ديگر را به خدمت گيرند و رحمت پروردگارت از آنچه آنها گردمىآورند بهتر است و اگر نبود كه همه مردم يك امّت (كافر) مىشدند، سقفهاى خانههاى كسانى را كه خداى رحمان را باور ندارند از نقره مىكرديم و بر آنها نردبانهايى مىنهاديم تا بر آن بالا روند.
دنياگرايان مال و جاه را ارزش مىدانستند و هر كس كه امكانات مادّى بيشترى داشت محبوب تر بود و حتى صاحبان مقامات مذهبى را با همين ملاك مىسنجيدند و كسى را كه مال و مكنت زيادى داشت به پيامبرى سزاوارتر مىديدند. قرآن با اين تفكّر به مبارزه برخاست و آن را مردود دانست و اعلام كرد كه ملاك امتياز تنها در داشتن تقوا و ايمان راستين است و بس و داشتن مال و فرزند زياد ارزش ذاتى ندارد. كم و زيادبودن آنها ناشى از تفاوتهاى طبيعى، اختلاف استعدادها و حاصل از «تسخير» افراد است كه با حكمت الهى و به منظور تنظيم امور انجام مىگيرد.
معنا و فلسفه تسخير زندگى بشر يك زندگى اجتماعى است و اداره آن جز از راه تعاون و خدمت متقابل امكانپذير نيست. هرگاه همه مردم ازنظر زندگى، استعداد و مقام اجتماعى در يك سطح باشند خدمت متقابل آنان به يكديگر متزلزل مىشود و بايد دقت كرد كه اين تفاوتها هرگز معيار ارزشهاى انسانى نيست.