تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩
زيرا تورات و انجيل كنونى شامل داستان زندگى آن دو پيامبر و جانشينان آنان نيز هست و معلوم است كه چنين وقايعى پس از حيات آنان نوشته شده و وحى الهى نيست.
دليل تاريخى بر اينكه نام پيامبر اسلام (ص) و بشارت به آمدن او در كتابهاى يهود و نصارا آمده بوده، آن است كه آنان قبل از ظهور پيامبر اسلام (ص)، منتظر ظهور وى بودند. حتى برخى از يهوديان به همين جهت به مدينه مهاجرت كردند و پساز بعثت ايشان، برخى از دانشمندانشان ايمان آوردند. پس از نزول آيه مورد بحث نيز، هيچ كس اعمّ از اهل كتاب و كافران، حقيقت موجود در آيه را تكذيب نكرده و دليلى بر ردّ آن نداشتند.
فارقليطا حضرت عيسى (ع) به لغت عبرانى سخن مىگفت و انجيل را به اين زبان براى مردم مىخواند ولى انجيل به لغت عبرانى به دست كسى نرسيد و انجيلهاى موجود يا به لغت سريانى است يا يونانى. خود مسيحيان نيز معترفند كه مدتى بعد از صعود عيسى (ع) روحالقدس معانى انجيل را به قلبهاى حواريين القا كرد و آنان را مخيّر نمود كه هر كس در ميان هر قومى كه هست به زبان آنان انجيل خود را بنويسد و انجيلهاى موجودِ به زبان سريانى و يونانى، ترجمه يا تفسيرهاى انجيل عبرانى است و متن انجيل كه به زبان عيسى تلفظ شده و عبرانى بوده از ميانرفته و مسيحيان اثرى از آن نديدند. «١» صاحب انجيل رابع، نام پيامبر موعود به زبان حضرت عيسى (ع) را به زبان يونانى به «پريقليطوس»- كه به معناى بىنهايت نامدار و بسيار ستوده يعنى همان احمد و محمد است «٢»- ترجمه نمود و در انجيل يوحنا به زبان سريانى «پارقليطا» ترجمه شد و عربها اين لفظ را معرّب كرده و بر حسب عادت تغيير دادند و «فارقليطا» گفتند.
در هر حال اگر لفظ «فارقليطا» معرب «پارقليطا» ى سريانى باشد كه بدون شك به