تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢
درس يازدهم ابراهيم اسوه برائت از كافران قَدْ كانَتْ لَكُمْ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ فى ابْراهيمَ وَالَّذينَ مَعَهُ اذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ انَّا بُرَاؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنابِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ الّا قَوْلَ ابْراهيمَ لِابيهِ لَاسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما امْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَىْءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ الَيْكَ انَبْنا وَ الَيْكَ الْمَصيرُ «١» شما الگوى خوبى در ابراهيم و يارانش داريد، چون به قوم خود گفتند ما از شما و آنچه به جاى خدا مىپرستيد، بيزاريم، به شما كافريم و ميان ما و شما دشمنى و كينه پيدا شد تا روزى كه به خداى يگانه ايمان آوريد، بجز سخنى كه ابراهيم به پدرش (عمويش) گفت كه: من فقط مىتوانم از خدا برايت طلب مغفرت كنم و از ناحيه خدا هيچ كار ديگرى نمىتوانم انجام دهم، [و همگى گفتند] پروردگارا بر تو توكل كرديم و به سوى تو بازگشتيم كه بازگشت همه به سوى توست.
شأن نزول زنى به نام «ساره» كه وابسته به يكى از قبيلههاى مكه بود، از مكه به مدينه آمد و خدمت پيامبراكرم (ص) رسيد و تقاضاى كمك مالى كرد. آن حضرت به فرزندان عبدالمطلب دستور داد، تا لباس و مركب و خرج راه به او بدهند و اين زمانى بود كه پيامبر (ص) آماده فتح مكّه مىشد. در اين هنگام «حاطب بن ابى بلتعه» كه يكى از اصحاب مؤمن پيامبر (ص) و از مهاجران و شركتكنندگان در جنگ بدر بود، نامهاى نوشت و با پولى كه به ساره داد، از او خواست كه آن را به اهل مكّه برساند. او در اين نامه به مردم مكه اطلاع داده بود كه