تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨
نوعاً سخنان خود را جزء اعمال خويش نمىدانند و خود را در سخنگفتن آزاد مىبينند. «١» افزونطلبى جهنّم يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزيدٍ «٢» روزى كه به جهنّم مىگوييم: آيا پرشدهاى؟ مىگويد: آيا زيادتى هست؟
اين آيه، بيان گفتگويى است حيرتانگيز با جهنم كه تهديد الهى را مجسم مىكند و افزونطلبى دوزخ را به نمايش مىگذارد، در حدّى كه آتش جهنّم سخن مىگويد و آمادگى خود را براى پذيرش بيشتر اعلام مىكند. پر شدن جهنم به اين نيست كه دوزخيان در حال راه رفتن، نشستن، ايستادن يا خوابيدن باشند، بلكه «هل من مزيد» را در حالى مىگويد كه برخى از اهل دوزخ روى هم انباشته شدهاند:
وَ يَجْعَلُ الْخَبيثَ بَعْضَهُ عَلى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَميعاً فَيَجْعَلَهُ فى جَهَنَّمَ «٣» و (خداوند) ناپاكان را برهم مىنهد، آنگاه همه را فشرده مىسازد و در جهنم قرار مىدهد.
گفتگو با جهنّم ماهيّت اين گفتگو چيست؟ آيا كنايه از شدّت عذاب و نوعى مجازگويى است يا گفتگويى است حقيقى؟
برخى اعتقاد دارند كه اين پرسش و پاسخ بين خدا و جهنّم مجازى و به زبان حال است نه حقيقى و واقعى. «٤» و برخى معتقدند كه خطاب به جهنم و پاسخ آن، به معناى حقيقى است و هيچ دليلى آن را نفى نمىكند. در جايى كه خداوند از سخن گفتن دست و پا و پوست و بدن خبر داده است هيچ استبعادى براى سخن گفتن جهنّم باقى نمىماند. «٥»