تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
گوناگونى تجلّى يافته است؛ از جمله: دريا و قطرههايش، گل و برگهايش، جسم و سايهاش، دريا و امواجش، گل و عطرافشانيش. «١» ولى هيچ يك از آنها نمىتواند بدرستى بيانگر نوع ارتباط خدا با جهان و انسان باشد و خود قرآن كه نزديكبودن خدا به انسان را نزديك تر از شاهرگ و شريان قلب مىخواند براى تقريب ذهن است وگرنه قرب خدا از آن بالاتر و برتر است، هرچند مثالى رساتر از آن در محسوسات پيدا نمىشود. «٢» صاحب الميزان در اين باره مىنويسد:
جمله «نحن اقرب اليه من حبل الوريد» مىخواهد مقصود را با عبارتى ساده و همه فهم ادا كند وگرنه مسأله نزديكى خدا به انسان مهم تر از اين و خداى سبحان بزرگ تر از آن است، چرا كه خداوند كسى است كه نفس آدمى را آفريده و آثارى براى آن قرار داده است. او بين انسان و نفسش و بين او و افعالش واسطه و حتى از خود انسان به وى نزديك تر است و چون اين مطلب، مهم و تصوّرش براى مردم دشوار است آن را در كمترين عبارت ممكن بيان كرده است. «٣» مراقبان الهى اذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الَيمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ الّا لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ «٤» هنگامى كه آن دو فرشته فراگيرنده در جانب راست و چپ او نشستهاند و هر چيز را فرامىگيرند. هيچ سخنى نمىگويد مگر اينكه در كنار او مراقبى حاضر است.
مقصود آيه اين است كه خداوند علاوه بر علمى كه بدون وساطت فرشتهها و هر واسطه ديگرى به اعمال انسان دارد، از طريق نوشتن فرشتگان نيز از رفتار و كردار آنها آگاه است «٥» و