تعاليم قرآن (ج2)

تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩

درس پانزدهم‌ لجاجت منكران ولايت‌ سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِى الْمَعارِجِ «١» تقاضا كننده‌اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد. اين عذاب مخصوص كافران است و هيچ كس نمى‌تواند آن را دفع كند. (عذابى) از جانب خداى صاحب درجات.
شأن نزول‌ علامه امينى (ره) مى‌نويسد: حافظ ابوعبيد هروى در تفسير «غريب القرآن» چنين روايت كرده است: پس از جريان «غدير خم» و انتشار مسأله جانشينى امير مؤمنان (ع) شخصى به نام «جابر بن نضر» «٢» نزد پيامبر (ص) آمده واظهار داشت:
از طرف خداوند به ما امر كردى كه گواهى به يگانگى خداوند و رسالت تو بدهيم و نماز و روزه و حجّ بگذاريم و زكات بدهيم و ما همه را از تو پذيرفتيم، ولى به اينها اكتفا نكردى تا اينكه بازوى پسر عموى خود را گرفته و بلند نمودى و او را بر ما برترى دادى و گفتى: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلىٌّ مَوْلاهُ»، آيا اين امر از طرف توست يا از طرف خدا؟
رسول خدا (ص) فرمود: قسم به خداوندى كه معبودى جز او نيست، اين امر از جانب خداوند است. وى پس از شنيدن اين سخن به طرف شتر خود روان شد، در حالى كه مى‌گفت: بار خدايا! اگر آنچه محمّد (ص) مى‌گويد، راست است، سنگى از آسمان بر ما ببار و يا عذابى دردناكمان ده.