قاعده لاضرر - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٨٩ - بررسِی نظر شِیخالشرِیعۀ اصفهانِی دربارۀ عبارت «لا٨٢٠٢ ضرر» در أقضِیة النبِی
همِینطور در بقِیّۀ موارد امام صادق علِیه السّلام تمام اِین قضاءهاِی پِیامبر را ِیکِیِیکِی بِیان مِیکنند و عقبة بن خالد هم اِینها را نقل مِیکند. البته حالا دِیگر اِینها را نمِیخوانم. دوتا از اِینها ِیکِی همان شُفعَه است که در آنجا دارد «و قال: لا ضررَ و لا ضرار» و ِیکِی همان رواِیت فَضل ماء بئر است که در آنجا هم دارِیم: «لا ضررَ و لا ضِرارَ»؛[١] ولِی در بقِیّۀ موارد، عبارت «لا ضررَ و لا ضِرارَ» نِیست.
بررسِی نظر شِیخالشرِیعۀ اصفهانِی دربارۀ عبارت «لا ضرر» در أقضِیة النبِی
مرحوم شِیخالشّرِیعة اصفهانِی در تلقِّی اِین مسئله استبعاد کردند ـ و واقعاً هم همِینطور است ـ و در کتاب لا ضررشان فرمودند[٢] که اصلاً اِین رواِیات لا ضرر که در باب شفعه آمده است در اصل همان رواِیت عبادة بن صامت است و او تمام اِین أقضِیۀ پِیغمبر را جدا جدا نقل کرده است، به اِینصورت که پِیغمبر در فلان مسئله فلان حکم را صادر کردند و در فلان مسئله فلان حکم را صادر کردند و همِینطور پِیغمبر به «لا ضرر و لا ضرار» حکم کردند. حالا اگر اِین «لا ضرر و لا ضرار» در شفعه و منع فضل ماء هم بود، چرا عبادة بن صامت در ذِیل آنها اِین کلام را نِیاورده است؟! مثلاً پِیغمبر فرمودند:
قَضِیٰ بالشُّفعة بِین الشُّرکاء فِی الأرَضِینَ و المَساکِن؛ «شفعه حقّ صاحب آن مشاع است.»
رواِیت دِیگرِی در باب شفعه دارِیم که مِیفرماِید:
إذا أُرِّفَت الأُرَفُ و حُدَّتِ الحدودُ فلا شُفعَةَ؛ «ِیعنِی حقّ شفعه تا جاِیِی است که در آن زمِین، علامات نصب نشود و تقسِیم نشود.»
اُرَف جمع اُرفة، به معناِی علامت است، و أُرِّفَت تأرِیفًا و حُدَّتِ الحُدود ِیعنِی علامت گذاشتن و تقسِیم کردن و حد نصب کردن.
اگر شرکاء علامت گذاشتند و مشخص کردند که اِین ِیک جَرِیب براِی فلانِی
[١]. الکافِی، ج ٥، ص ٢٩٣.
[٢]. قاعدة لا ضرر، شِیخالشرِیعة، ص ٢٢.