قاعده لاضرر - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٢٧٤ - نقد کلام شِیخالشرِیعه
اِین است که «لا» در «لا ضرر»، ناهِیه است، منتها شارع از باب مبالغه مجازاً «لا»ِی نفِی جنس بهکار برده است.
بعضِی گفتهاند:
ما جملات اسمِیهاِی دارِیم که از آنها استفادۀ احکام انشائِی مِیشود، منتها احکام اِیجابِی اِیجادِی، نه احکام طلبِی؛ اما جملۀ اسمِیۀ دال بر احکام طلبِی ندارِیم و ِیکچنِین مسئلهاِی استفاده نمِیشود.[١]
نقد کلام شِیخالشرِیعه
اِین مسئله قابل مناقشه است بهجهتاِینکه ما بسِیارِی از احکام را مِیبِینِیم که به صِیغۀ جملۀ اسمِیه آمدهاند و آنها حتِی دلالت بر حکم تکلِیفِی هم مِیکنند، مانند (إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا)[٢] که جملۀ اسمِیه است. حالا صرف نظر از اِینکه جملات دِیگرِی داشته باشِیم، همِین جملۀ اسمِیه دلالت بر انشاء طلبِی مِیکند. مِیگوِیند: «جملۀ اسمِیه در انشاء غِیر طلبِی که اِیجاب بود، زِیاد است، ولِی در انشاء طلبِی نِیست» ولِیکن اگر ما بخواهِیم تفحص کنِیم پِیدا مِیکنِیم.
لذا اِینکه بعضِیها گفتهاند: «تا بهحال جملۀ اسمِیه در انشاء طلبِی بهعنوان بعث و ِیا بهعنوان زجر نِیامده است.» و اِین را دلِیل بر ردّ مدعاِی مرحوم شِیخالشرِیعه گرفتهاند که در «لا ضرر و لا ضرار» جملۀ اسمِیه دلالت بر نهِی نمِیکند؛ صحِیح نِیست و در آن اشکال است، چون اولاً همانطورکه مرحوم آِیةالله خوئِی هم فرمودهاند،[٣] جملۀ اسمِیه در انشاء طلبِی آمده است و ما مواردِی سراغ دارِیم که بعداً خدمتتان عرض مِیکنم؛ و ثانِیاً وقتِی که در ِیک لغت از نقطهنظر قوانِین بلاغت و معانِی و بِیان، استعمال جملۀ اسمِیه در معناِی انشائِی بهعنوان طلب، چه بعث و چه زجر، جاِیز باشد دِیگر شما بهخاطر عدم ورود اِین استعمال در آِیات و رواِیات نمِیتوانِید در ِیک
[١]. نهاِیة المقال، مامقانِی، ص ٧٣؛ حاشِیة علِیٰ رسالة لا ضرر، مامقانِی، ص ٣٣١؛ مجمع الأفکار، مِیرزا هاشم آملِی، ج ٥، ص ١٣٤.
[٢]. سوره نساء (٤) آِیه ١٠٣.
[٣]. الهداِیة فِی الأصول، سِید خوئِی، ج ٣، ص ٥٤٠.