قاعده لاضرر - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٨٧ - رواِیت لا٨٢٠٢ ضرر در أقضِیة النبِی صلِّی الله علِیه و آله و سلّم از طرِیق شِیعه
در اِینجا خود همِین جُبار دلِیل بر اِین است که آن چاه اعم از اِین است که چه چاهِی باشد.
«و اگر شراِیط حِیوانِی را لحاظ کرده و از او محافظت کرده باشند جُبار است و هِیچکدام از جراحتهاِیِی که حِیوان وارد مِیکند، بر عهدۀ صاحب حِیوان نِیست، و همۀ اِینها جُبار است.»
مثلاً فرض کنِید که حِیوانِی مِیآِید و چِیزِی را مِیشکند ِیا در چِیزِی تصرف مِیکند، مثلاً حرکت مِیکند و هندوانه ِیا خربزهاِی را که سر راهش است با لگد مِیزند و از بِین مِیبرد، درصورتِیکه آن چوپان و راعِی ِیا آن کسِی که محافظ حِیوان است رعاِیت کرده باشد، جبار است و اِین تقصِیر آن کسِی است که اِین چِیز را وسط راه گذاشته است، چون اِین حِیوان نمِیفهمد و اِین چِیز تلف مِیشود؛ ِیا اِینکه فرض کنِید که حِیوانِی را به جاِیِی بستهاند و بچه ِیا شخصِی مِیرود و اذِیّتش مِیکند و آن حِیوان هم با لگد مِیزند و او تلف مِیشود، پرداخت دِیۀ اِین فرد بر عهدۀ صاحب حِیوان نِیست.
بعد فرمودند:
و قَضِیٰ فِی الرِّکازِ الخُمسَ، و قضِیٰ أنّ ثمر النخل لمن أبّرها،... و للعاهِر الحجَرَ؛[١]
اِین رواِیت مفصل است، بعد حضرت راجع به قتل جنِین صحبت مِیکنند و مطلب به اِینجا مِیرسد که عبادة بن صامت مِیگوِید:
و قضِیٰ أن لا ضرر و لا ضرار؛ «پِیغمبر حکم کرد که ضرر و ضرارِی نِیست.»
رواِیت لا ضرر در أقضِیة النبِی صلِّی الله علِیه و آله و سلّم از طرِیق شِیعه
در رواِیات شِیعه، عقبة بن خالد اِین أقضِیة النّبِی و قضاءها را از امام صادق علِیه السّلام قطعهقطعه نقل کرده است؛ مثلاً ِیک رواِیت در فقِیه دارد:
بإسناد محمّد بن عبدالله بن هلال عن عُقبَةِ بن خالد عن أبِیعبدالله علِیه السّلام
[١]. ترجمه: «رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله به پرداخت خمس مال مدفون (گنج و معدن) حکم کردند و حکم کردند که مِیوۀ نخل براِی کسِی است که آن را درست و تلقِیح کند،... و از براِی شخص فاجِر و زناکار (از فرزند بهرهاِی نِیست) بهرۀ او سنگ است (که به حکم حاکم شرع باِید در صورت إحصان سنگسار شود).» (محقق)