قاعده لاضرر - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٧٦ - وحدت رواِیت کافِی و تهذِیب
ولِی در رواِیت تهذِیب بهجاِی «ِیُمَدُّ لک فِی الجنَّة»، «مُذلَّلٌ فِی الجنَّة» دارد و اگر ما نگاه بکنِیم مِیبِینِیم آن ناسخِی که اِین رواِیت را نسخهبردارِی کرده است «ِیُمَدُّ لک» را با «مُذَلَّل» اشتباه گرفته است. چون شکل هر دو ِیکِی است و اگر شما دقت کنِید مِیبِینِید از نظر کتابت اگر آن «ِی» را بردارِیم، اِین «مَد» مِیشود «مُذ»، ِیعنِی مثل «مُذَلَّل» مِیشود. آن لام با کاف هم طورِی نوشته شده که مُذَلَّل خوانده شده است؛ ِیعنِی آن «مَد» است، اِین هم «لَل» است و اگر اِین لام را قدرِی بکشِید تقرِیباً «لک» مِیشود، ِیا اگر آن کاف را قدرِی گِرد بکنِید لام مِیشود. لذا ناسخ اِین را اشتباه کرده است و «ِیُمَدُّ لک» را «مُذَلَّل» نوشته است. در بسِیارِی از موارد، ناسخ در رواِیتِی که مِیخواهد نقل کند، از باب تشابه در حروف، اشتباه مِیکند؛ ِیعنِی رواِیت دو تا نِیست و واحد است، ولِی منبابمثال ناسخ همچنِین اشتباهِی مِیکند. اِین ِیکِی از آن موارد است.
وحدت رواِیت کافِی و تهذِیب
بنابراِین اِین رواِیت با رواِیت کافِی ِیکِی است و رواِیت دِیگرِی نِیست که شِیخ طرِیق دِیگرِی به عبدالله بن بکِیر داشته است؛ پس شِیخ طرِیق مستقلِّی غِیر از رواِیت کافِی به عبدالله بن بکِیر ندارد و طرِیق رواِیت تهذِیب، همِین طرِیق کافِی است، ِیعنِی عدَّة مِن أصحابنا است که از طرِیق برقِی به عبدالله بن بکِیر مِیرسد.
اِین دو رواِیت شد که هر دو به عبدالله بن بکِیر برمِیگردند و صحِیحالسند هستند و هِیچ شکِی در سند اِینها نِیست. هم احمد بن محمّد بن خالد مرد خِیلِی خوبِی بوده و هم پدرش آدم خوبِی بوده است، منتها ضعف پدرش براِی اِین بوده است که از ضِعاف نقل مِیکرده است،[١] اما نهاِینکه خودش آدم بدِی بوده است، بلکه خودش آدم ثقهاِی است و ضعفش فقط همِین بوده است.[٢] عبدالله بن بکِیر هم گرچه
[١]. رجال النجاشِی، ص ٣٣٥؛ الرجال، ابنالغضائرِی، ص ٩٣؛ الرجال، ابنداود، ص ٣٠٩. البتّه شِیخ طوسِی در الرجال، ص ٣٦٣، محمّد بن خالد برقِی را توثِیق کرده است و علاّمۀ حلِّی نِیز در خلاصة الأقوال، ص ١٣٩ به اِین تعدِیل شِیخ طوسِی اعتماد کرده است.
[٢]. جهت اطّلاع از وثاقت احمد بن محمّد بن خالد برقِی، رجوع شود به رجال النجاشِی، ص ٧٦؛ * * فهرست کتب الشِیعة، شِیخ طوسِی، ص ٥١؛ الرجال، ابنداود، ص ٤٠ و ٤٢١؛ رجال العلامة الحلِی، ص ١٤.