قاعده لاضرر - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٢٤٠ - معناِی نهاِیِی ضرر و ضرار
عفو و از خودگذشتگِی را مِیرساند.
بله، اِین معناِی درست و صحِیحِی است؛ ولکن با توجه به اِینکه پِیغمبر اکرم ابتدا جملۀ «إنّک رجلٌ مضارّ» را فرمودهاند و در اِین جمله جهت مشارکت بِینالاثنِینِی معنا ندارد، چون سمره ضار بود نه آن شخص انصارِی، و بعد از اِین جمله مِیفرماِیند: «لا ضرر و لا ضرار» و با توجه به اِینکه در آِیات قرآن اغلب موارد ـ اگر نگوِیِیم همۀ موارد، بدون توجِیه ـ اِین عنوان مضارّ به شخص واحد اطلاق شده است، مثل (لَا تُضَآرَّ وَٰلِدَةُۢ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوۡلُودٞ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦ)،[١] (وَلَا يُضَآرَّ كَاتِبٞ)،[٢] که در تمام اِینها ِیک جهت لحاظ شده است، نه بِینالاثنِینِی بودن؛ بنابراِین استفاده مِیشود که در فرهنگ قرآن و رواِیات درصورتِیکه قرِینه وجود نداشته باشد مضارّ به همان معناِی ضرر و اضرار به غِیر است، همانطورِیکه در لسان العرب معنا شده است: «ضَرَّ و أضَرَّ و ضارَّ بمعنًِی (واحد)»،[٣] فلهذا اِین اطلاق ضَارَّ به معناِی أضَرَّ خِیلِی بلاوجه نمِینماِید، و ضرار در اِینجا به معناِی اضرار است.
مضافاً بر اِین مطلب، وقتِی اصل ضرر منفِی شد تلافِی به ضرر هم تبعاً منفِی است؛ ِیعنِی ِیک بحث قلِیلالجدوِیٰ و لا طائل تحته است که وقتِی شما اضرار ابتداِیِی را منفِی مِیکنِید، اضرار مقابلهاِی هم در تحت همِین اضرار درمِیآِید؛ ِیعنِی اگر من بگوِیم ابتدائاً اضرار مجعول نِیست و محرّم است، اضرار در مقام تلافِی و مقابله هم محرّم مِیشود، چون آن مقدارِی که با او برابرِی مِیکند مساوِی مِیشود و به قول معروف، بِیحساب مِیشوند، لذا آن مقدار اضافِی اضرار ابتداِیِی مِیشود، پس اِین جهت بِینالاثنِینِی بودن در اِینجا دِیگر لحاظ و معناِیِی ندارد.
معناِی نهاِیِی ضرر و ضرار
بنابراِین لا ضرر در اِینجا حکم و مجعول تشرِیعِی ابتدائِی و به معناِی اسم مصدر
[١]. سوره بقره (٢) آِیه ٢٣٣.
[٢]. سوره بقره (٢) آِیه ٢٨٢.
[٣]. لسان العرب، ج ٤، ص ٤٨٢.