قاعده لاضرر - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٤٦٣ - نقد و بررسِی جواب مرحوم نائِینِی در رفع منافات مذکور
اِین کلام مرحوم نائِینِی است که البتّه در اِین تقرِیرات هم آِیةالله سِیستانِی اِین مسئله را نقل کرده و تأِیِید کرده است. بِیان اِیشان اِین است:
ما در جملاتِی که مِیآورِیم، آن ملابساتِی که اِین جملات با هم دارند، همه با هم دست به دست هم مِیدهند و مفاد ِیک دلِیل را براِی ما روشن مِیکنند.
ِیعنِی اِینطور نِیست که ما ِیک کلام بِیاورِیم ولِی نه قبل آن را بسنجِیم و نه بعد آن را بسنجِیم، و فقط خود آن کلام واحد را در نظر بگِیرِیم و از آن استفاده بکنِیم، بلکه مطالبِی که قبل از اِین کلام هست و آنچه بعد از اِین کلام هست تمام اِینها مانند حلقههاِی زنجِیر در ظهور اِین مفاد دست دارند.
بنابراِین در اِینجا پِیغمبر با خود همِین حکمِی که جارِی مِیکند: «فَاقلعها و ارم بها إلِیه» مِیخواهد آن لا ضرر و لا ضرار را تثبِیت کند و بگوِید که اِین حکمِی که من الآن دارم مِیکنم بهخاطر اِین قاعده است، نه بهخاطر مسئلۀ دِیگرِی؛ چون مِیگوِید: «و ارمِ بها الِیه، فإنّه لا ضررَ و لا ضرارَ» ِیعنِی اِین کارِی که من الآن دارم مِیکنم با استفاده از اِین قاعده است. بنابراِین ما نمِیتوانِیم اِین قاعده را جدا بگِیرِیم و بگوِیِیم که اِین قاعده ِیک قاعدۀ کلِی براِی خودش است. اگر حکم رسول خدا است، پس چرا اِینها را به هم مربوط کرد و اِین قاعده را علت براِی قلع نخله آورد؟ پس اِینکه پِیغمبر بِین اِین دوتا ارتباط اِیجاد کرده است، براِی اِین است که موارد جرِیان اِین قاعده را براِی ما روشن کند؛ درحالتِیکه روشن نشد و ما مِیبِینِیم که اِین خلاف اصل است و پِیغمبر مِیتوانست کار دِیگرِی انجام بدهد. حالاکه روشن نشد، پس رسول خدا براِی چه اِین کار را کرد؟ آِیا کارش اشتباه بود؟ نه، اشتباه نبود، بلکه کار اِیشان لِمصالحَ اُخَر است که ما نمِیدانِیم![١]
حالا ما با اِین قاعده چهکار کنِیم؟ چه موردِی را جارِی کنِیم؟ هِیچ موردِی ندارِیم! شما ِیک مورد به ما ارائه بدهِید که ما بهواسطۀ اِین قاعده در آن مورد جعل
[١]. قاعدة لاضرر و لاضرار، سِیستانِی، ص ٢٠٧.