قاعده لاضرر - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٤٠ - خلاصهاِی از بحث عقلِی قاعدۀ لا٨٢٠٢ ضرر
ما ِیملک خودش باشد اختِیار و حرِّیّت در تصرف دارد، و عقل حاکم به اِین است. مگر اِینکه از نقطهنظر عِلِّی، آن جهت اولوِیّتِی که انسان بر ذات و ما ِیتعلّقُ بِالذات دارد، تحتُالشّعاع قرار بگِیرد، بنابر آِیۀ (ٱلنَّبِيُّ أَوۡلَيٰ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡ أَنفُسِهِمۡ)[١] ِیا آِیۀ (وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٖ وَلا مُؤۡمِنَةٍ إِذَا قَضَي ٱللَهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمۡرًا أَن يَكُونَ لهم ٱلۡخِيَرَةُ مِنۡ أَمۡرِهِمۡ)[٢] ِیا آِیۀ (وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ)[٣] و ِیا آِیۀ (مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَيٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هو رَابِعُهُمۡ وَلا خَمۡسَةٍ إِلَّا هو سَادِسُهُمۡ)[٤] که اِین آِیات دلالت بر اولوِیّت ذاتِیه نسبت به ذات انسان بر خودش و ما ِیتعلّقُ بشأنه مِیکند. در غِیر اِینصورت هِیچکس حق تعدِّی نسبت به حقوقِی که آن حقوق لازمۀ ذات ـ چه بلاواسطه و چه بهواسطه ـ هستند، ندارد و تعدِّی را ظلم مِیداند. اِین ِیک امر فطرِی و بالوجدان است و حتِی بچهها هم وقتِی که کسِی آنها را اذِیت مِیکند، اِین را ظلم مِیدانند؛ مثلاً اگر ِیک بچه، بچۀ دِیگرِی را بزند، اِین را ظلم مِیدانند و آن بچه مِیگوِید: «چرا من را زد؟!» ِیا اِینکه اگر کسِی بِیاِید و چِیزِی از مال آنها را بردارد، اِین را ظلم مِیدانند. اِین ِیک امر فطرِی است و از قضاِیاِیِی است که قِیاساتها معها است.
مترتّب بر اِین امر فطرِی، عقل ِیک امر دِیگرِی را بار مِیکند و آن اِین است که
[١]. سوره أحزاب (٣٣) آِیه ٦. امام شناسِی، ج ٧ ص ٧٨:
«پِیغمبر نسبت به مؤمنان أولوِیّت دارد از خود مؤمنان نسبت به نفوسشان.»
[٢]. سوره أحزاب (٣٣) آِیه ٣٦. اسرار ملکوت، ج ١ ص ٢٦١:
«هِیچگونه اختِیار و انتخابِی براِی مرد مؤمن و نه براِی زن مؤمن نخواهد بود هنگامِی که خدا و ِیا رسول خدا او را به انجام ِیا ترک فعلِی فرمان دهند.»
[٣]. سوره ق (٥٠) آِیه ١٦. ترجمه:
«ما از رگ گردن و رگ حِیاتِی انسان به او نزدِیکترِیم!» (محقق)
[٤]. سوره مجادله (٥٨) آِیه ٧. افق وحِی، ص ٥٩٢:
«هِیچ سه نفرِی آهسته به سخن نمِیپردازند مگر اِینکه خداِی متعال چهارمِی آنها خواهد بود، و هِیچ پنج نفرِی به نجوا نمِینشِینند مگر اِینکه او ششمِی آنان مِیباشد.»