قاعده لاضرر - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٢٨
سنِی به نحو متواتر ذکر شده است.[١] اِین قاعده بهواسطۀ جرِیان در ابواب مختلف عبادات و معاملات و سِیاسات، بهقدرِی براِی مجتهد در استنباط احکام اهمِّیت دارد که برخِی آن را ِیکِی از پنج قاعدهاِی دانستهاند که فقه بر مدار آن مِیگردد.[٢] لذا از باب همِین اهمِّیت، اِین قاعده به کتب اصولِی همانند کفاِیة الأصول راه ِیافته است و متعلمِین، اِین قاعده را در ردِیف قواعد علم اصول فرا مِیگِیرند.
امتِیاز مؤلِّف اِین سِفْر قوِیم نسبت به اقرانشان اِین است که اِیشان علاوه بر سالِیان متمادِی اشتغال به درس و بحث و تحقِیق و تدرِیس علوم و فنون مختلف در حوزۀ علمِیه مشهد و قم و اطلاع عمِیق بر مسائل فقهِی و اصولِی و اشراف بر مبانِی حکمت و عرفان نظرِی، به اِین ممارست علمِی متعارف اکتفا ننموده و به تهذِیب و تزکِیۀ نفس در محضر عرفاِی الهِی همانند مرحوم سِید هاشم حداد و والد معظمشان مرحوم علامه طهرانِی ـ رضوان الله علِیهم ـ پرداخته و بالاترِین مراتب سِیر و سلوک عملِی را حِیازت نموده و با قلبِی تزکِیهشده و ضمِیرِی صاف در اِین مسئله وارد شدهاند؛ (لِمِثۡلِ هَٰذَا فَلۡيَعۡمَلِ ٱلۡعَٰمِلُونَ).[٣]
از اصلِیترِین امتِیازات اِین رساله بر ساِیر رسالههاِی مشابه مِیتوان موارد ذِیل را برشمرد:
مؤلّف محترم قاعدۀ نفِی ضرر را مندرج ذِیل حکم مستقل عقل فطرِی بر قبح ظلم مِیدانند، لذا ادلۀ نقلِی دالّ بر آن را در مقام ارشاد و حکاِیت برمِیشمارند و هِیچ قاعدۀ فقهِی را به وسعت اِین قاعده نمِیدانند.
در اِین رساله، شِیعه و سنِی بهعنوان دو گروه که با هم اختلاط و ارتباط اجتماعِی داشتهاند ملاحظه شده و رابطۀ آنها مورد تحلِیل تارِیخِی قرار گرفته است و رواِیات شِیعه بهعنوان ناظر بر رواِیات عامه که متن جامعه را تشکِیل مِیدادند، بررسِی شده است. بر همِین اساس، در بررسِی رواِیات، رواِیات شِیعه و سنِی بهطور توأمان مورد بررسِی سندِی
[١]. رجوع شود به جلسه ٣.
[٢]. الأشباه و النّظائر، سِیوطِی، ص ٩.
[٣]. سوره صافات (٣٧) آِیه ٦١.