ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - قتل و خشونت
شناخته، در دادگاه به حبسهاى طولانى (٧ و ١٥ سال) محكوم شدند.[١]
براون در جاى ديگر (حواشى بر مقاله شخصى سياح، چاپ اول، ١٨٩١) به اين ماجرا اشاره مىكند. او مىنويسد: «مقامات دولت عثمانى تصميم به تبعيد دو برادر به دو نقطه مختلف گرفتند و در ربيعالثانى سال ١٢٨٥ ق. صبح ازل و پيروانش را به فاماگوستا[٢] (قلعه ماغوسا در قبرس) و حسينعلى بها و ٨٠ نفر از پيروانش و چهار نفر ازلى را به عكا فرستادند. اين چهار نفر ازلى عبارت بودند از: حاجى سيد محمد اصفهانى، آقاجان بيگ كجكلاه، ميرزا رضاقلى تفرشى و برادرش آقا ميرزا نصرالله. به نوشته براون، قبل از عزيمت به عكا، حسينعلى بهاء ميرزا نصرالله تفرشى را در ادرنه (آدريانوپول) با سم به قتل رسانيد و كمى پس از ورود به عكا، سه ازلى ديگر در منزل مسكونىشان در بندر عكا به دست اطرافيان بهاء مقتول شدند».[٣]
ميرزا آقاخان كرمانى در رساله هشت بهشت درباره آدمكشىهاى سران فرقه بهايى به تفصيل سخن گفته است. او مىنويسد: «ميرزا حسينعلى بهاء در ادرنه، قبل از حركت به عكا، ميرزا نصرالله را با سم مقتول كرد و در عكا نيز چند نفر از اصحاب خود را فرستاد آن سه نفر را حاجى سيد محمد و آقاجان بيگ و ميرزا رضاقلى تفرشى در خانه نزديك قشله كه منزل داشتند شهيد كردند و قاتلين اينان عبدالكريم شمر و حسين آبكش و محمد جواد قزوينى».[٤]
به نوشته ميرزا آقاخان كرمانى، در ايران نيز اصحاب حسينعلى بها موجى از وحشت و ترور آفريدند و به قتل ازليان صاحبنفوذ دست زدند:
«آقا عبدالواحد، آقامحمدعلى اصفهانى، حاجى آقا تبريزى و پسر حاجى فتاح، هر يك را به طورى جداگانه درصدد قتل برآمدند و بعضى فرار كردند. از آن جمله خياطباشى و حاجى ابراهيمخان را در خانه گندمفروشى كشتند و جسم آنان را با آهك در زير خاك گذارده روى آنها را با گچ سكو بستند ...»
اين قتلها حتى شامل طلبكاران ميرزا حسينعلى نورى (بهاء) نيز مىشد:
«و همچنين حاجى جعفر را، كه مبلغ هزار و دويست ليره از ميرزا [حسينعلى بهاء] طلبكار بود و به مطالبه پول خود در عكا قدرى تندى نمود و دزدىهاى حضرات را حس كرده، ميرزا آقاجان كچل قزوينى را تشويق كردند كه آن پيرمرد را شبانه كشته، از طبقه فوقانى كاروانسرا به زير انداختند و گفتند خودش پرت شده ... همچنين هر يك از اصحاب اقدمين، كه از فضاحت و شناعت كارهاى ميرزا مطلع بودند و فريب او را نخوردند، فرستاد در هر نقطه شهيد نمودند. مثلًا جناب آقاى سيد على عرب را، كه از حروف حى نخستين بود، در تبريز، ميرزا مصطفى نراقى و شيخ خراسانى شهيد كردند و ميرزا بزرگ كرمانشاهى را، كه از اجله سادات بود و جناب آقا رجبعلى قهير را، كه او نيز از حروف و ادله بود، ناصر عرب در كربلا به درجه شهادت رسيدند و برادرش آقاعلى محمد را در بغداد عبدالكريم شمر كشت. هر يك از اصحاب خودش را نيز كه از فسق و فجور و باطن كار وى خبردار شدند در عكا يا نقطه ديگر تمام كردند. مانند حاجى آقا تبريزى. حتى آقا محمدعلى اصفهانى را كه در اسلامبول تجارت مىنمود و مدتى فريب او را خورده بود، ... ميرزا ابوالقاسم دزد بختيارى را مخصوص از عكا مأمور نمود كه برود در اسلامبول آن جرثوم غفلت را ... قصد نمايد ...[٥]
به نوشته ميرزا آقاخان كرمانى، پس از فوت ميرزا حسينعلى بهاء (٢ ذيقعده ١٣٠٩ ق.) شيوه فوق ادامه يافت. اوّلين قربانى ميرزا محمد نبيل زرندى، مورخ معروف بهايى بود كه خيال داشت خود را جانشين بها خواند. «پسران خدا حسينعلى بها خبردار شده، دو نفر را فرستاده، آن لنگ بيچاره را خفه كرده، بردند به دريا انداختند».[٦]
در ميان قتلهاى متعدد و فراوان بهاييان، به ويژه بايد به قتل حاج شيخ زكريا نصيرالاسلام اشاره كرد. حاج شيخ زكريا انصارى دارابى، ملقب به نصيرالاسلام، از سران مجاهدينى بود كه به فتواى حاج سيد عبدالحسين مجتهد لارى به جهاد با استعمار انگليس و عوامل داخلى ايشان دست زدند و در اين زمينه سهمى بزرگ داشتند. نامبرده از شاگردان آخوند ملا محمد كاظم خراسانى و شيخ عبدالله مازندرانى و حاجى ميرزا حسين تهرانى (نجل خليل) و حاج سيد عبدالحسين مجتهد لارى بود و به نوشته ركنزاده آدميت، در شهرستانهاى داراب، فسا، لار و نىريز عليه انگليس قيام مسلحانه كرد و به نشر افكار آزادىخواهى و استحكام مبانى مشروطه ايران كوشيد و در ركاب مجتهد لارى جهاد كرد. مساعى وى چنان ارجمند بود كه آخوند خراسانى يك حلقه انگشترى فيروزه و اجازه مجاهده در راه آزادى براى او فرستاده و او را در اجازهنامه نصيرالاسلام خواند. ركنزاده آدميت مىافزايد:
«اين است كه نصيرالاسلام با گروهى از تفنگچيان مجاهد در راه تعقيب و تنكيل ستمپيشگان بىآزرم و فرقه بهايى، كه در شهر نىريز جمعيت و نفوسى داشتند، بيش از پيش كوشيد و آنها هم در پى فرصت بودند تا او را از ميان بردارند و همين كه فرصت به دست آمد دو نفر از تفنگچيان او را، كه يوسف و جعفرقلى نام داشتند، به وسيله تطميع و تحميق وادار به قتل او كردند و در ماه رجب سال ١٣٣١ ق. پس ازفراغت از غسل روز جمعه هنگام خروج از گرمابه ... به وسيله شليك سه تير تفنگ شهيدش كردند. آن وقت ٥٢ سال داشت.[٧]
قتل سيد ابوالحسن كلانتر سيرجان (١٣٢٤ ق.) از قتلهاى جنجالى بهاييان است. بهاييان به تحريك مخالفان سيد ابوالحسن كلانتر (اسفنديارخان رئيس