ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - ٣ دروازه سقوط و نگون بختى
در بىايمانى را فراهم آورد. فاستوس مراتب اين مثلث، «قدرت، ثروت و دانش» را به مدد «عهد» با شيطان طى مىكند چه انگيزه و طلب او «حرص» به دنيا و برخوردارى بلامنازعه در عرصه هستى است. از همين رو، فراروى فاستوس سه دروازه گشوده مىشود:
١. دروازه طلب و اراده
آنچه كه قرن شانزدهم را تبديل به نقطه عطفى مهم و سرآغاز تاريخ جديد و غيردينى غربى ساخت، تبديل شدن تمنّا و درخواست فاستوس به طلب و اراده عمومى بود. به واقع، فاستوس، نماينده عصر و نسلى است كه طىّ مراتب مثلث «قدرت، ثروت و دانش» بريده از عاطفه و ايمان را تبديل به طلب و اراده خود كرده است. در اين عصر، اراده معطوف و متمايل به قدرت و ثروت، به تمامى به ظهور مىرسد. گوئيا انسان خود مبدّل به «اراده معطوف به قدرت» شده است. اين طلب از حاشيه حيات خارج و چون قطب و محورى داير مدار حيات انسان اين عصر است؛ اگرچه در همان عصر مردان بسيارى صادقانه بر مدار ايمان و عشق پاى مىفشردند.
دروازه ديگر:
٢. دروازه ارتباط و نسبت
طلب تمام چونان دعاى مضطر به اجابت مىنشيند؛ از يك سو موجب نسبت يافتن فاستوس (بشر غربى) با مظهر قدرت شيطانى مىشود و از ديگرسو امكان ارتباط يافتن او با شيطان را فراهم مىآورد.
فاستوس ابتدا دست تمنّا و طلب دراز مىكند و با اعلام قبول ولايت شيطان، از غير او تبرّى مىجويد. همين اعلام قبول ولايت، نوعى ارتباط و همافقى با شيطان را برايش به ارمغان مىآورد.
همواره هم افقى و نسبت، همعهدى و اشتراك در مقصد را در پى دارد. چنانكه، يگانگى در عهد و خواست در خود و با خود، محرمى و خويشى را سبب مىشود. فاستوس در انعقاد عهد ابليس به قبيله و طايفه او مىپيوندد و او، در ازاى اين همعهدى، خويش و يار خود، فاستوس را مدد مىرساند. تا به هواجس و خواستههايش جامه عمل بپوشاند؛ تعاملى كه به تحكيم اين ارتباط و نسبت مىانجامد.
٣. دروازه سقوط و نگونبختى
بخت و وقتى كه براى فاستوس و ديگرانى كه چون او همعهدى با ابليس را پذيرا گشته و دل بدان سپردهاند، فراهم آمده است، تماميّت عصرى را رقم مىزند و تاريخى را به نمايش مىگذارد كه پس از طىّ مراتب به پايان خود مىرسد. در انتها، از آنجا كه اين نسبت ابليسى و همافقى در ذات خود، سياه، بىسرانجام و عارى از هرگونه سعادت است، همه مظاهر «رحمانيّت حق» را از جسم و جان فاستوس جدا مىكند، قلب او را تيره مىسازد تا به دور از هرگونه عطوفت و مهر، با شقاوت، بىرحمى، كفران و بىدينى روى به دروازه مرگ و سقوط بگذارد. اين همه، سرانجام ناگزير فاستوس است؛ سنّتى لايتغير؛ چه به خواست او، اراده و عهد او و نسبتى كه يافته، محقّق شده است. چنانكه متذكّر شديم، فاستوس تنها نماينده بشر غربى در ابتداى عصر جديد است. بشرى كه در هواى دستيابى به «قدرت و ثروت» همعهدى نفس اماره لجامگسيخته را پذيرا گشت، از هرگونه آسمانى بريد و بهشتى زمينى را مقصود و مقصد غايى خود فرض كرد. از همين رو، سرانجام ناگزير عهد و اراده جمعى بشر غربى نيز كه در تاريخ غربى و طىّ چهارصد سال اخير متجلّى شده، همين است. چنانكه واسپس اين همه اينك سخن از «پايان تاريخ غرب» به ميان مىآيد و همگان نشانههاى اين پايان را به تجربه نشستهاند. چنانكه بسيارى از بزرگان اهل تفكّر متذكّر شدند، مىشد پيشبينى كرد كه اين عهد و تجلّى فرهنگى و مادى آن، دوام هميشگى ندارد؛ چه تكيه بر باطل داشته و باطل ذاتاً نابود شدنى است، ليكن خروج تمام عيار از اين دور و دوره تا آن زمان كه همافقى با آن عهد وجود دارد، ممكن نيست. پس تا آن زمان كه بشر در دل، تمنّاى طىّ مراتب مثلث «قدرت، ثروت و دانش» بريده از آسمان و ولايت آسمانى را پاس مىدارد، مجال خروج از اين دور را نمىيابد و توفيق درك ولايت حقّه امام مبين، حضرت موعود (ع) را حاصل نمىآورد.
وقوع تاريخ غربى مرهون طلب واراده جمعى بشر غربى بود، براى همعهدى با ابليس و پاسخگويى به طبع فاوستى وجود بشر و خروج از آن نيز، در گرو ظهور طلب و اراده جمعى بشر است، براى همعهدى با امام مبين و ايستادن بر آستانه اراده معطوف به حق و شهر بندگى و عبوديّت.
چگونه مىتوان به قول معروف با يك دل دو دلبر داشت؟
چگونه مىتوان در يك زمان هم در كربلا با حسين (ع) بود و هم بر آستانه دارالخلافه شام؟
در يك زمان، همافقى با ابليس و همعهدى با امام مبين ممكن نيست.
ورود به شهر منتظران نيازمند «تفكّر آمادهگر»، گسست عهد ماضى و انعقاد عهد راستين با ولىاللهالاعظم (عج) است. اين عهد، تبرّى از تمامى سيرت و صورت تاريخ و تفكّر و فرهنگ غربى را با خود دارد. و نبايد از ياد برد كه:
نسبت يافتن تام و ارتباط تمام با صاحبالزّمان (ع)، بهسان دعاى مضطر به اجابت مىنشيند. إنشاءالله
در ادامه ماجراى افزايش سيصد درصدى هزينه تمبر ارسال مطبوعات به اطلاع عزيزان موعودى مىرساند: درج خبر افزايش هزينه پستى در برخى رسانهها، صدور تكذيبيه مديركل روابط عمومى شركت پست را در پى داشت. اين تكذيبيه به منزله دروغزن خواندن اهالى مطبوعات بود. صميمانه از اين اتّهام ناروا مىگذريم، با اين همه، ديگربار شواهد و مدارك الزم براى بخشهاى مختلف شركت پست ارسال شد.
جاى بسى شگفتى است كه واسپس اينهمه سال و گفتوگوى مذهبى و اخلاقى ناگزير به مرور مجدّد همه مباحث اخلاقى و حدود حرام و حلال اعمال و اقواليم. آن هم براى ...!
سردبير