ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - نشو و نماى اصولگرايى
مقدّس استشهاد يا با روشهاى خاصّ خود به اين كتاب اشاره مىكرد. ٩
اوّلين نخستوزير دولت اسرائيل، «حاييم وايزمن»، يهودى روسى تبار (١٨٧٤- ١٩٥٢) درباره خاطرات كودكىاش مىگويد:
هنگامى كه چهار ساله بودم به مدرسه دينى يهوديان رفتم و اين كارى بود كه هر كودك يهودى انجام مىداد. در سالهايى كه در اين مدرسه گذراندم، چيزهاى زيادى درباره آيين يهود فرا گرفتم، امّا آنچه ملكه ذهنم شده بود، سِفر انبيا بود.
هنگامى كه پنج ساله بودم، از خانه پدرم به خانه پدربزرگم رفتم. پدربزرگم مردى متدين بود كه نماز و واجبات مذهبى را به جا مىآورد و هميشه براى من داستانهايى از رهبران مذهبى و تأثير آنها در بنىاسرائيل مىگفت.[١]
اجازه بدهيد با جرأت و يقين كامل بگويم، اگر از تمام مسيحيان جهان بخواهيم خاطرات دوران كودكى خويش را بنويسند، چيزى فراتر از مطالب فوق نخواهند گفت و نخواهند نوشت.
درست است كه من- نويسنده- به مدرسه آيين مسيحيت رفتم و وايزمن به مدرسه آيين يهود رفت، اما تكاليفى كه بر دوش من و او بود، تفاوتى با هم نداشتند:
تحقيق و تفحّص بسيار در اصول و مبادى يهوديت.
همانگونه كه سِفر انبيا ملكه ذهن او شد، ملكه ذهن من نيز شد و همانگونه كه پدربزرگش مرد متدينى بود كه فرايض مذهبى و نماز را ادا مىكرد، پدربزرگ من نيز چنين بود. اضافه مىكنم پدربزرگم با تمام وجود، مزامير داوود (سرودهاى حضرت داوود) را حفظ مىكرد، درحالىكه از انجيل مسيح جز اندكى را حفظ نكرده بود. همانگونه كه پدربزرگ وايزمن داستان روحانيون و مردان مذهبى را برايش مىگفت، پدربزرگ من و پدربزرگ لويد جورج و پدربزرگ آرتور بالفور و پدربزرگ گريس هالسل و پدربزرگ رونالد ريگان و پدربزرگهاى تمام مسيحيان نيز داستانهايى دراينباره به نوادگان خويش مىگفتند؛ امّا با يك تفاوت اندك، وايزمن بر ميراث ناب يهود چشم گشود و با اين ميراث بزرگ شد، در حالىكه مسيحيان با دو ميراث بزرگ شده و مىشوند: «ميراث يهودى و ميراث مسيحى».
چرا؟
چون ميراث يهود يا آنچه را كه تورات ناميده مىشود، مسيحيان پذيرفتهاند و بر آن، نام عهد قديم و بر انجيل خويش نام «عهدجديد» نهادهاند. آنان هر دو عهد را در يك جا گرد آورده و آن را كتاب مقدّس ناميدهاند. به همين دليل، مسيحيان مانند من، با اين اعتقاد بزرگ مىشوند كه «عهد قديم» يا تورات، كتاب مقدّسى است و حضرت مسيح يك فرد يهودى بود كه مبعوث شده بود تا آنچه را كه پيامبران تورات گفته و آورده بودند تكميل كند. يا اين اعتقاد كه ميان مسيحيت و يهود رابطه تنگاتنگى وجود دارد و آنها ادامه يهودند و يهود ملّت برگزيده خداوند و پيروان آيين آسمانى هستند كه اساس و پايه ساير اديان به شمار مىآيند.[٢]
به دليل مرتبط ساختن تورات با انجيل، اين اصل در اذهان مسيحيان رسوخ نمود كه بازگشت يهود به سرزمين فلسطين و برپايى دولت يهود در آن و ساخت مجدّد هيكل، حقّى مذهبى و خواستهاى الهى است.
در اينجا ممكن است خواننده لبخندى بزند و بگويد: چه