ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - مثلث مقدس
در دوران جديد، در آخرين دهههاى قرن بيستم واقعه شگرفى در شرق اسلامى رخ مىنمايد و اين واقعه، «انقلاب اسلامى» است. درست در زمانى كه غرب رو به سستى و افول نهاده است.
در اين واقعه، انقلاب اسلامى در مباحث ويژهاى خود را نشان مىدهد از جمله:
١. اين انقلاب غرب را به چالش مىكشد و علامت سؤالهاى بزرگ رو به روى غرب مىگذارد.
٢. ديگر بار فرهنگ و تمدن اسلامى به رخ غرب كشيده مىشود.
٣. شرق اسلامى با محوريت «ايران» غرب را به نبرد بزرگ و جانانه فرا مىخواند.
٤. اين واقعه در محدوده جغرافيايى سرزمين خود، در يك ميليون و ششصد هزار كيلومتر مربع خاك خود محصور نيست بلكه دايره امواج فرهنگى، اجتماعى و امنيتى انقلاب اسلامى از مرزها مىگذرد، از لولاى سه قاره خارج مىشود و دوباره همه مناطق آسيا، افريقا و اروپا را تحت تأثير قرار مىدهد. چنانكه بسيارى از آمار و اطلاعات نشان مىدهد، بعد از انقلاب اسلامى ايران، تحولات بسيار زيادى در سه قاره اتفاق افتاده است. شايد بشود گفت كه ما بايد گستره نفوذ انقلاب اسلامى را خارج از ايران ملاحظه كنيم، نه در داخل ايران. در داخل، ذهن و زبان، درگير مسايل داخلى است. متوجه گستره انقلاب اسلامى در خارج از اين لولا نيستيم. ولى وقتى ملاحظه مىكنيم كه طى بيست و هفت سال گذشته چه تحولات فرهنگى اجتماعى بزرگى در جهان رخ داده، چه خيزشهاى دينى و معناگرايى را در اروپا باعث شده و چگونه اسلامخواهى در اروپا، افريقا، آمريكا و آسيا رايج شده متوجه مىشويم كه انقلاب اسلامى منشأ تحولات بزرگى در جهان شده است.
٥. انقلاب اسلامى نه تنها ايران را به عنوان يك منطقه مهم از دست آمريكا خارج كرده بلكه پيامدهاى اين انقلاب مانند يك بازى دومينو، پله پله و مرتبه به مرتبه مهرههاى ديگرى را انداخته و بيدارى ويژهاى را باعث شده است.
٦. نهضت ضدّ غرب و ضدّ صهيونيسم را در منطقه دامن زده و در يك زمان كوتاه به جايى رسيده كه ديگر نه عراق، نه افغانستان، نه لبنان و نه ساير مناطق ديگر، هيچكدام در اختيار آمريكا نيستند.
اين اتفاق، جهان اسلام را متوجه يك رشد، انقلاب و هدف جديد كرده.
ظهور انقلاب اسلامى در ايران، يك هدف بزرگ در پيش روى انسانها، خصوصاً مسلمانان منطقه خاورميانه قرار داده و انگيزهاى شده است براى:
الف- كسب استقلال و حفظ آن،
ب- مبارزه با غرب براى كسب هويت فرهنگى و مذهبى خودى و رهايى از تباهى،
ج- تكيه كردن بر فرهنگ اسلامى و نشر آن، چيزى كه غرب به شدت از آن هراسناك است.
در هر صورت اگر تمام مواردى را كه تا به حال غرب در نظر گرفته، فراموش كنيم و در نظر نياوريم، تحولات بيست و هفت ساله اخير كافى است براى اينكه غرب ناگزير باشدكه خود را به نوعى از اين ماجرا خلاص كند و اين تنها موضوعى است كه طى قرون اخير تماميّت فرهنگ، اقتصاد، سياست و حتّى مسائل امنيتى و نظامى غرب را متوجه خود كرده است. غرب سرمايه كلانى را خرج كرده براى اينكه اين جريان را متوقف كند، چون ايران، كانون ماجرا است.
تا مدتها با سرمايه گذارى روى جنگ مىخواستند اين جريان پيشرونده را متوقف كنند و بعد از آن با سرمايهگذارى روى مباحث اقتصادى و فرهنگى سعى كردهاند انقلاب اسلامى را متوقف كنند امّا بايد بپذيريم كه انقلاب اسلامى يك تحول مهم است و نيز بايد بپذيريم كه اينها از مطامع خود دست نمىكشند.
«هنرى كسينجر» كه از اعضاى شوراى روابط خارجى امريكا و يك نظريهپرداز و استراتژيست يهودى است و زمانى هم وزير امور خارجه ايالات متحده امريكا بود، در كتاب خودش كه با عنوان سياست خارجى آمريكا منتشر شده مىنويسد:
براى اينكه بتوان از گسترش و نفوذ يك كشور در ديگر مناطق جهان و تعميق روابط سياسىاش با ديگران جلوگيرى كرد، بايد امنيت ملّى آن كشور را در معرض خطر قرار داد تا سرگرم كشمكشهاى داخلى گردد و نتواند به قدرت و امنيت در داخل دستيابى پيدا كند يا از جانب ديگران همواره در معرض تهديد و تهاجم قرار گيرد.
اين استراتژى طى دو، سه دهه اخير همواره درباره كشورهاى فعّال مسلمان و به ويژه ايران اسلامى به كار گرفته شده است.
از همين روست كه اين موضوع را در كشف راز رويارويى مستمرّ غرب با جهان اسلام، ايران و انقلاب اسلامى، مهم ارزيابى مىكنم و بر آن تأكيد دارم.