ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - ٢ اهميت نظريه
سياسى بيشتر در جامعه محقق شود، امام حضور روشنتر نيز اينگونه است و شديدترى خواهند داشت و ما بيشتر از نور امامت برخوردار خواهيم شد.
امام على بن موسى الرضا (ع) در ضمن حديثى كه بلندمرتبه بودن مقام امام را دليلى بر نصب امام از جانب خداوند و نه از طرف مردم مىدانند، درباره شئون امامت چنين مىفرمايند:
به درستى كه امامت، زمام دين و نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزت مؤمنين است. همانا امامت، بنيان پاك اسلام و شاخه بركت آن است، به وسيله امامت نماز و زكات و روزه و حج و جهاد كامل مىشود، غنيمت و صدقات وفور پيدا مىكند، حدود و احكام اجرا مىشود، مرزها و نواحى كشور حفظ مىشوند. امام، حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام و حدود خدا را اقامه مىكند و از دين دفاع مىكند و با حكمت و پندنيك و دليل رسا به راه خدا دعوت مىكند امام همچون خورشيدى درخشنده براى جهان است ...[١]
امام رضا (ع) با تشبيه امام، به خورشيد مىفرمايند: الامام كالشمس للعالم، يعنى امام چون خورشيدى تابان به سراسر عالم، نور مىافكند، ولى مردم گاهى به خاطر پردههايى كه در بر چشمانشان افكندهاند از نور كمى برخوردار مىشوند و چه بسا كسانى كه چشمانشان كور است، آن خورشيد تابان را به كلى غايب مىانگارند. پس اين قصور خورشيد نيست كه نور كمى به ما مىرسد بلكه تقصير ماست. امام صادق (ع) غيبت تام و كامل امامت را در زمان غيبت رد كرده و تصريح نموده كه در آن زمان امامت در مرتبه ضعيفتر خود اقامه خواهد شد. ايشان در توضيح نحوه بهرهمند شدن شيعيان از امام (ع) در زمان غيبت مىفرمايند: ... كذا ينتفعون بالشمس اذا سترها سحاب.
همانطور كه از خورشيد پشت ابر استفاده مىشود از امام خود نيز بهره خواهند برد.
با داراى مراتب شدن اقامه امامت يا بهره مردم از امام، مفهوم غيبت و ظهور نيز داراى مراتب مىشود. به عبارتى غيبت و شدّت و ضعف نيز داراى مراتب مىشود. به عبارتى غيبت و شدّت و ضعف دارند. امام گاهى بنا به علتى كه بر ايشان تحميل مى شود در اقامه بعضى از شئونات امامت غايب هستند ولى در همان زمان براى اجراى بعضى ديگر از مراتب امامت محذورى نداشته و حضورى فعال دارند. مثلًا اميرالمؤمنين (ع) بعد از رسول اكرم (ص) در اقامه امامت در امور سياسى غايب بودند چرا كه رسول اكرم (ص) به ايشان فرمودند:
يا على! همانا قريش به زودى عليه تو همداستان مى شوند و بر ظلم و خوار شمردن تو متحد مىگردند، پس اگر يارانى يافتى با آنها جنگ كن و اگر يارانى نيافتى، خوددارى نما و خون خود را حفظ كن ...[٢]
اميرالمؤمنين (ع) اگرچه بنا به علتى كه بر ايشا تحميل شد، در امور سياسى غايب بودند، ولى در عين حال در تبيين احكام اسلام و مدون كردن قرآن كريم و دفع شبهات دينى و ... حضورى فعال داشتند؛ امّا هنگامى كه نصرت و يارى مردم رسيد، غيبت اميرالمؤمنين (ع) در امور سياسى تبديل به ظهور شد.
بنابراين، تصوّر اينكه امام زمان (ع) بدون هيچ محذورى، بعضى از شئونات امامت را تعطيل كرده باشند، تصورى باطل است. غيبت امام در هر عرصهاى از سئونات امامت، ناشى از ضعف اراده ماست و اگر در هر عرصهاى دست امام را باز بگذاريم، امام در آن ميدان ظهور مىكنند. از اين رو مىتوان گفت بر اساس نظريه اختيارى بودن ظهور مانع ظهور ضعف مادى و معنوى شيعيان است؛ چرا كه ظهور يعنى ظهور قدرت شيعيان؛ يعنى ظهور ٣١٣ فرماندهى كه جهان را فرماندهى كنند؛ يعنى ظهور شمشيرهاى صيقل داده شده، با پرداخت به محاسن اخلاق و تقويت اراده،[٣] يعنى ظهور علم و صنعت شيعيان و دست يافتن شيعه به پيشرفتهترين سلاحهاى جنگى، يعنى ظهور آمادگىهاى جسمانى و رزمى براى نبرد با ظلم و ستم. ر اين صورت كه مىتوان گفت انتظار از مقوله فعل است نه انفعال، انتظار افضل جهادها[٤] و با فضيلتترين عبادتهاست و انتظار فرج، خود فرج است.[٥]
٢. اهميت نظريه
نظريه اختيارى بودن ظهور، مىگويد اين شيعيان نيستند كه منتظرند بلكه منتظر واقعى امام (ع) است كه در انتظار شيعيان و شكوفايى تمامى استعدادهاى آنها به سر مىبرد. اين نظريه مىگويد اين امام (ع) نيست كه بايد ظهور پيدا كند بلكه اين قدرت و همت شيعيان است كه بايد ظهور كند. اين نظريه، غايب اصلى را امام (ع) نمى داند بلكه اين ياران و زمينهسازان ظهورند كه غايب هستند. اين نكات، بازى با الفاظ نيست بلكه تغييرات زيادى در انتظارات و فعاليتها و افكار ايجاد خواهد كرد. غفلت از اين نظريه، ما را با امر خطيرى مواجه مىنمايد. اگر ما ظهور را امر جبرى و غيرعادى گمان كنيم، فقط چشم به آسمان مىدوزيم و در اين صورت ظهور نيز به دستان بسته ما اميد خواهد بست. ولى توجه به اين نظر ما را به انتظارى پويا رهنمون مىشود.
در اهميت اختيارى بودن ظهور همين بس كه