ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - ١ مؤلفه هاى نظريه
بعضى از اهل تحقيق علّت عدم تعيين وقت از جانب ائمه اطهار (ع) را، جلوگيرى از هر گونه سوء استفاده مىدانند، يعنى ظهور، وقت خاص و معينى داشته است ولى ائمه اطهار (ع) آن را بيان نفرمودهاند.[١] ولى اين احتمال هم وجود دارد كه علت عدم تعيين وقت براى ظهور اين باشد كه اساساً مىتوان گفت، ظهور وقت خاص و معينى ندارد تا اين كه بيان شود. به عبارت ديگر، وقت ظهور بستگى به عوامل و زمينههاى ظهور دارد. تعجيل و تأخير در تحقق مقدمات ظهور باعث تعجيل و تأخير در وقت ظهور است. اين اختيار و همّت شيعيان است كه بايد براى ظهور وقت تعيين كند و با مهيا كردن خود و مردم با پذيرفتن رهبرى بىبديل، انقلابى بى نظير كند.
البته براى جمع بين روايات باب علم امام (ع)- كه از آنها استفاده مىشود امامان (ع) نسبت به وقت ظهور آگاهى دارند- و اين نظريه كه ادله عقلى و نقلى بر آن اقامه خواهد شد- شايد بتوان گفت كه ظهور زمان معينى دارد ولى آن زمان با تغيير برخى از عوامل، تغيير مىكند و آن عوامل نيز با اختيار و قدرت شيعيان رقم مىخورد. اگر ائمه اطهار (ع) خبر از آن زمان مىدادند چه بسا گمان مىشد كه عامل ظهور همان زمان خاص است. در اين صورت شيعيان به جاى انتظارى پويا در خانههاى خود مىنشستند و حتى از دعا براى تعجيل فرج هم دريغ مىكردند.
بعضى بر اين گمانند كه علايم ظهور، سبب ظهور يا عامل تعجيل آن است؛ لذا اين علامتها را چشم براهند؛ گويى اين علامتها هستند كه مىخواهند انقلاب جهانى كنند. اما حقيقت اين است كه علايم فقط نشانه ظهور هستند نه اين كه عامل ظهور يا سبب تعجيل در وقت ظهور باشند. شيعيان در محيط رعب و وحشت بودند و در زير ظلم و ستم حكومتهاى طاغوت زندگى مىكردند؛ براى رهايى از چنين محيطى، از هر قيام و انقلابى عليه حكومتهاى موجود، استقبال مىنمودند و چنين مىپنداشتند كه قيامشان، همان انقلاب موعود است، ولى پس از مدتى، با تلفات بسيار، نااميد و سرشكسته مىشدند. ائمه اطهار (ع) كه چنين محيطى را مىديدند و علم به آن داشتند- شيعيان را در شناخت و تشخيص موضوع- كه همان شناخت مهيا بودن اسباب و زمينه هاست- كمك مىكردند. ايشان براى جلوگيرى از اشتباه شيعيان درتشخيص موضوع يا علم غيب، از علائمى كه در هنگام مهيا بودن اسباب ظهور در عالم رخ خواهد داد، خبر مىدادند. لذا شيعيانى كه شناخت كمى از محيط و اسباب ظهور داشتند، با توجه به اين علائم، بطلان آن انقلابها را تشخيص مىدادند و خون خود را حفظ مىكردند. بنابراين علامتهاى ظهور، همانطور كه از اسمش پيداست، فقط نشانه و علامتى براى اشاره به ظهور هستند- كه در اصطلاح علمى به آن عنوان مشير مىگويند- نه اين كه علّت و سبب براى ظهور يا براى تعجيل وقت آن باشد. علائم ظهور مانند علامتهاى راهنمايى و رانندگى در جادهها هستند. اين علائم نه باعث كج شدن جاده مىشوندو نه ما را به مقصدمان نزديك مىكنند، بلكه فقط به ما مىگويند كه به مقصد مورد نظر نزديك شدهايم. لذا اين ما هستيم كه بايد با پيمودن جاده ها، از اين علائم عبور كنيم نه اين كه بنشينيم تا اين علائم ما را عبور دهند.
بنابراين وقت ظهور تابع تحقق اسباب و مقدمات ظهور است و هنگامى كه اراده شيعيان آن زمينهها را مهيا كند، وقت ظهور نزديك خواهد شد و آن علائم طبيعى نيز در طبيعت اتفاق مىافتد و خبر از نزديك شدن وقت ظهور خواهند داد.
البته بعضى از علائم مانند نااميد شدن مردم از دولتها و به ستوه آمدن از ظلم و ستم آنها، مىتواند علاوه بر نشانه ظهور، نقش سبب و زمينه ظهور را نيز بازى مىكند؛ چرا كه چنين محيطى زمينه مناسبى براى ايجاد انقلاب جهانى است كه بايد با فعاليتهاى فرهنگى و تبليغى ملتها را بيدار كنيم و مژده حكومت عدل الهى را بدهيم، مثلا در جهان امروزى، مردم از دولتها مأيوس شدهاند ولى يا نسبت به فعاليتهاى سياسى بى تفاوت هستند يا به كوچك كردن دولتها مىانديشند، در اين شرايط ما مىتوانيم با تبليغ تئورى حكومت عدل جهانى، مردم را مهياى ظهور كنيم و در اين صورت ظهور تعجيل خواهد يافت. خلاصه اين اختيار و همّت شيعيان است كه مىتواند وقت ظهور را نزديك كند يا تعيين بخشد. اين اختيار و اراده شيعيان است كه با فعاليتهاى فرهنگى، علمى، سياسى، نظامى و ... مىتواند ساعتها، بلكه ماهها و سالها وقت ظهور را جلو بياندازد.
اختيارى بودن ظهور مىگويد: تزكيه نفس و هر عمل صالحى باعث تعجيل در ظهور است. البته واضح است كه فعاليتهاى فرهنگى بيش از فعاليتهاى ديگر، در نزديك كردن وقت ظهور مؤثر است؛ چرا كه حكومت الهى، بر دلهاى مردم حكومت مىكند[٢] و ستونهايش بر اراده و همت نيروهاى انسانى اقامه مىگردد.
٣- ١. ظهور مشكل قابلى دارد نه فاعلى: حكايت ظهور گويى حكايت ديدار سى مرغ با سيمرغ است- كه عطار نيشابورى در منطق الطير به آن اشاره مىكند- چرا كه سيمرغ همواره حضور داشت و اين