ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - نه سكه نه تنديس!
اگرچه تجربه دويست ساله نمايندگان و سفراى دول استعمارى در كشورهاى اسلامى و مطالعات منظم شرقشناسان و سياحان فرنگى درباره فرهنگ و آداب مردم اين سرزمينها، غرب و گردانندگان نظام سياسى و اقتصادى آنها را متقاعد ساخته بود كه مهمترين مانع فراروى سلطهجويىهاى آنان حضور مستمر «قرآن و باورهاى شيعى» در ميان مسلمانان است و همه تمهيدات لازم سياسى، نظامى، فرهنگى را هم براى دور كردن جوامع مسلمانان از اين دو امر مهم و اساسى به كار گرفتند ليكن تجربه دو دهه گذشته و رويارويى فراگير مردمى با غرب، آنان را وادار به مطالعه و تجربهاى دقيقتر نمود. وقتى در سال ١٩٨٥ گردهمايى شيعهشناسان در تلآويو (فلسطين اشغالى) راز مقاومت و پايدارى شيعيان در برابر غرب را وجود دو موضوع مهم (عاشوراى حسينى و باور مهدوى) اعلام داشت مراكز مطالعات استراتژيك غربى و به ويژه انگليس و آمريكا موفق به كشف دو عنصر در ميانه فرهنگ شيعى شده بودند. عناصرى كه به واقع چون روح سترگ و واحد باعث دوام و مقاومت اين فرهنگ و مصونيت شيعيان در برابر هجمههاى گسترده تبليغى و فرهنگى و مادى غربيان بود.
به همان اندازه كه واقعه عاشوراى حسينى مرگ را حقير، دنيا را كمبها، تسليم در برابر فجار و طاغوت زمان را ننگ و جهاد را فخر و عزت مىنمود، باور مهدوى مقصد را معلوم، متعالى و شايسته مجاهده براى اكتساب آن مىساخت. در واقع اين دو در كنار هم معنى ويژهاى به بودن، زندگى و حيات مىدادند. معنايى كه در دل خود چگونه زيستن و براى چه زيستن را مىپروريد. همان كه شهسوارى چون حسين بن على (ع) را وا مىداشت تا از همه امنيت اعتبارى و داشتهها بگذرد و با همه خويشان و ياران خود را به صحراى پربلاى كربلا بيفكند و ماندگارى و عزت را تا ابدالاباد نصيب خود و همه سواران مجاهد همركاب نمايد.
در واقع راز بزرگ قيام حسين بن على (ع) و قيام مقدس براى اقامه عدل در عصر ظهور در شكسته شدن بنبستها و گشوده شدن راهى فراخ، روشن و در عين حال عزتمند و ماندگار فراروى شيعه بود. در مقابل همه جريانات، ملل، نحل و فرقههايى كه ايستايى، تكرار در خود، پذيرش وضع موجود و راضى شدن بدان را تبليغ مىكردند. ذكر اين نكته ضرورى است كه همه حركت حسين بن على (ع) مبتنى بر دريافتى آشكار و يقينى از مقصد و آينده بود. همان كه نحوه رفتن و زيستن، قيام، قعود، سكوت و اعتراض و بالاخره چرايى اين حركت و قيام بزرگ را براى حضرت و يارانش معلوم مىساخت و همه قيام و ظهور مقدس، همه اشعار و همه باور مهدوى نيز شيعيان را در برابر آينده و مقصدى روشن قرار مىداد تا بتوانند در همه جاى زمين و در هر عصر براى بودن و زيستن خود تعريفى آشكار عرضه نمايند.
اين دو جريان بزرگ كه باطن و حقيقت فرهنگ شيعه را باز مىنمايد در نسبت با حجج معصوم الهى تمامى عزت را در خود دارد چه، به قول صريح و حق قرآن مجيد: «... وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ»[١] عزت از آن خدا و پيامبرش و مؤمنان است؛ ولى منافقان نمىدانند.
گفتوگو از حسين بن على (ع) در خود بلافاصله گفت و گو از مهدى صاحب الزّمان (ع) را دارد و به همين سان گفت و گو از مهدى (ع) ضرورتاً به گفت و گو از حسين، زيستن چون حسين و جهاد چون حسين بن على (ع) مىانجامد. چنانكه همه كسانى كه از انتظار و ظهور دم زدند و حسين (ع) را و تن ندادن به خوارى و ذلت را و مجاهده را مسكوت نگه داشتند از مردان و زنان منتظر، جماعتى خمود، گوشهگير، منفعل و مستعد استحاله ساختند و در مقابل همه كسانى كه از حسين و مبارزه دم زدند، اما از مقصد و منظور غايى و از مهدى (ع) سخنى به ميان نياوردند؛ ياران خود را در كشاكش سختىها و بروز شبهات زمانه به وادى انفعال و ايستايى و بالاخره ترك جهاد و مبارزه كشيدند و پذيرش وضع موجود و توجيه آن را روزى مقرر و سرنوشت محتوم آنان قرار دادند. همه كسانى كه حسين (ع) را در مكّه و بر گرد كعبه رها ساختند از مقصد و منظور دين و از امام دين هيچ نمىدانستند. اگر چه پاك و مطهر از همه آلودگىها معتكف خانه خدا بودند.
حسين (ع) حيات و زندگى را قرين با عزت مىخواست ورنه همه آنچه بدان نام زندگى مىدادند براى او عين مرگ و تباهى و ذلت بود و عزت را در دور ماندن از همه اخلاق و عمل و مناسبات ائمه كفر و شرك و نفاق و مبارزه براى دور نگه داشتن ساحت حكومت و ملكدارى از عمله كفر و شرك و نفاق مىدانست. چنانكه گفت و گو از مهدى (ع) و انتظار و منتظر ضرورتاً دورى از اخلاق و عمل ائمه كفر و شرك و نفاق عصر حاضر و مبارزه با همه عوامل خرد و كلان ائمه كفر را مىطلبد ورنه، هيچ حج و صلواتى و هيچ صوم و زكاتى بى اين حقيقت آشكار معنى و مفهوم ندارد.
بىگمان نيل به اين منظور در گرو صدور بيانيه و ضرب سكّه و اسخت تنديس به بهانه سال «عزت و افتخار حسينى» نيست بلكه، در گرو وارد شدن اين تفكر و باور ويژه در دستور حيات اجتماعى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى و بالاخره نظامى هم گردانندگان امور كشور اسلامى است. چنانكه قبل از آنكه از ما درباره تنديس و ضرب سكه زرين و لوح يادبود سؤال كنند، درباره معطل ماندن همه آنچه كه مىتوانست زمينهساز قيام و ظهور مقدس امام عصر (ع) و بالاخره خونخواهى حسين بن على (ع) توسط ايشان سؤال شود.
خوشا به حال آنكه مهياى پاسخگويى باشد.
پىنوشتها:
[١]. سوره منافقون، آيه ٨.
سردبير