ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - ب- دجّال در زبان كليسايى
٤. در اناجيل و كتاب دانيال
پس از مطالعه تصوير دجّال در رساله پولس به تسالونيكيان، «مرد شرير» در كتاب دانيال (٧: ٨، ١١، ٢٠، ٢١)، جايى كه رسول «شاخ كوچك» را وصف مىكند به راحتى شناخته مىشود. نمونهاى از دجّال در كتاب دانيال ٨: ٨ و آيات بعدى، ٢٣ و آيات بعدى، ١١: ٢١- ٤٥ در قالب انتيخوس اپيفانه(Antiochus Epiphanrs) يافت مىشود.
بسيارى از مفسران در آمدن مسيحهاى دروغين و پيامبران دروغين (متّى ٢٤: ٢٤؛ مرقس، ١٣: ٦، ٢٢؛ لوقا، ٢١: ٨)، «مكروه ويرانى» (متّى: ٢٤: ١٥)، و كسى كه «به اسم خود مىآيد» (يوحنا، باب پنجم: ٤٣) اشارههاى كم و بيش آشكارى را به دجّال دريافتهاند.
ب- دجّال در زبان كليسايى
بوست(Bousset) بر اين باور است كه در ميان يهوديان افسانه كاملًا تكامل يافتهاى وجود داشت كه توسط مسيحيان پذيرفته شد و توسعه يافت؛ و اين افسانه از مفاهيمى كه در مكاشفه يوحنا ديده مىشود در نقاط مهمى انحراف يافته و با آن متناقض است. به عقيده ما بوست نظريه خود را به طور كامل اثبات نكرده است، نظر وى در باره توسعه مفهوم دجّال توسط مسيحيان از مزاياى يك نظريه ابتكارى فراتر نمىرود. در اينجا ضرورتى ندارد به بررسى اثر گونكل(Gunkel) بپردازيم كه در آن انديشه دجّال را به اژدهاى ما قبل تاريخى عمق دريا رديابى مىكند؛ اين نظريه نيز شايان توجهى بيشتر از اوهام اساطيرى ساير نويسندگان نيست.
پس مفهوم حقيقى دجّال در زبان كليسايى چيست؟
سوارز(Suarez) بر اين باور است كه اين يك امر اعتقادى است كه دجّال شخصى خاص يعنى دشمن برجسته مسيح است. اين نظريه عقيده كسانى را كه دجّال را به مجموعه كامل كسانى كه با عيسى مسيح مخالفند يا به مقام پاپى(Papacy) تفسير مىكنند مردود مىشمارد. بدعت گذاران والدنسى(Waldensian) و البيجنسى(Albigensian) ، ونير وايكليف(Wyclif) و هوسHus پاپ را دجّال ناميدهاند؛ امّا آنها اين اصطلاح را صرفاً به طور استعاره به كار بردهاند. تنهاپس از دوره نهضت اصلاح طلبى(Reformism) بود كه اين نام به مفهوم واقعى اش در مورد پاپ به كار رفت. از آن پس اين امر عملًا در آيين لوتريان داخل شد و از سال ١٨٦١ به بعد، به شدت مورد حمايت و دفاع آنان در مجله الهيات لوترى(Zeitschrift fur) lutherische Theologie قرار گرفت. گفته مىشودكه اين تغيير از كليساى واقعى به قلمرو سلطنت دجّال بين ١٩ فوريه و ١٠ نوامبر ٦٠٧ ميلادى به وقوع پيوسته است؛ زمانى كه پاپ بونيفاس سوم(Boniface III Pope) از نيوتنNewton امپراتور يونان لقب «رئيس همه كليساها» را براى كليساى روم دريافت كرد. در تاييد اين تاريخ به مكاشفه يوحنا (١٣: ٨) توسل جستهاند و از آيه ٣ باب يازدهم تخمين زدهاند كه پايان جهان احتمالًا سال ١٨٦٦ ميلادى خواهد بود. كاردينال بالارمين(Ballarmine) در جلد سوم كتاب «پيرامون رهبر روحانى روم»(De .Rom .Pont) نادرستى اين نظريه را هم از ديدگاه تفسيرى و هم از ديدگاه تاريخى اثبات كرد.
بر خلاف باور برخى از نويسندگان پيشين، مصداق فردى دجال، ديو(demon) نخواهد بود؛ شخص شيطان تجسم يافته در قالب انسانى دجّال هم نخواهد بود. اگر توجيه مربوط به آيه ١٧ از باب ٤٩ سفر پيدايش، همراه با توجيه حذف دان(Dan) از فهرست قبايل، چنانكه در كتاب مكاشفه (باب ٧) يافت مىشود، صحت داشته باشد، وى شخصى انسانى و احتمالًا داراى اصل و نژاد يهودى خواهد بود. بايد به خاطر داشت كه سنت خارج از كتاب مقدسScriptural -extra چيزى بيش از اطلاعات كتاب مقدس در باره دجّال به ما نمىدهد. در حالى كه اين اطلاعات براى متقاعد ساختن مؤمنان به تصديق «انسان شرير» در زمان آمدن وى كافى هستند، فقدان هر گونه وحى قابل اعتماد ديگرى بايد ما را در برابر افكار باطل ايروينگيستها(Irvingistes) مورمونها(Mormons) و اشخاص ديگرى كه اخيراً مدعى دريافت