ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - ٢ مسايل مربوط به غيبت امام
محمد مهدى ركنى
اشاره:
در قسمتهاى پيشين اين سلسله مقالات با معناى لغوى و اصطلاحى «توقيع»، شماره توقيعات، راههاى تشخيص درستى توقيعات آشنا شديم و دانستيم كه در توقيعات موضوعات مختلفى مطرح شدهاند.
گاه امام عصر (ع) براى اينكه مردم اطمينان قلبى به آن حضرت پيدا كنند امور پنهانى و رازهاى نهانى را در توقيعات مطرح ميكردند و از آنچه در دل مردمان ميگذشت خبر ميدادند و گاه ... دنباله موضوعات توقيعات را در اين شماره پى ميگيريم.
٢. مسايل مربوط به غيبت امام
پيش از اين يادآور شديم كه از مسايل مهم جامعه اسلامى و مجامع دينى به خصوص شيعيان در آن روزگار، مسئله غيبت فرزند امام حسن عسكرى (ع) بود. از يك طرف بر طبق روايات فراوانى كه از ائمه معصومين رسيده بود، شيعه انتظار چنين پيشامدى را داشت و تصريح امام يازدهم بر تولد فرزندش و نشان دادن او در فواصل زمانى مختلف به اصحاب خاص، پيشگوييهاى ائمه قبلى را براى شيعه ثابت و محقق ميكرد امّا از طرف ديگر دشمنى بسيار شديد با مصلح موعود و تفحص براى پيدا كردن و قتلش امكان آشكار شدنش را از بين برده بود و شبهاتى كه جعفر برادر امام حسن عسكرى (ع) ايجاد كرده بود و مردم را به خود دعوت ميكرد نيز مزيد بر علت بود. اين همه اشكالاتى را به اذهان القا ميكرد، كه بر حسب وظيفه ارشادى و هدايتى كه امام دارد بايد پاسخگوى آنها و بر طرف كننده شبهات باشد. به اين جهت ميبينيم تعدادى از توقيعات مستقيماً در اطراف مسايل طرح شده راجع به «غيبت» است، مانند نهى از بردن نام امام غايب و عدم تعيين وقت ظهور و سبب غيبت و امورى از اين گونه.
١. شيخ طوسى ضمن خبرى مسند اين توقيع را نقل ميكند:
براى محمد بن عثمان عمرى ابتدائاً و بدون سؤال قبلى اين توقيع رسيد:
كسانى را كه از نام [من] مى پرسند با خبر گردان: يا سكوت و رفتن به بهشت، يا سخن گفتن و دوزخى شدن؛ زيرا آنان اگر بر نام واقف شوند آن را فاش ميكنند و اگر بر مكانم مطلع گردند ديگران را به آنجا راهنمايى مينمايند. (٤٦)
٢. محمد بن همّام از محمد بن عثمان- دومين نايب خاص امام غايب- نقل ميكند كه توقيعى به خطى كه ميشناختم برايم رسيد، بدين مضمون:
هر كس در جمعى از مردم نام مرا ببرد [كه موجب معرفى و گرفتاريام شود] لعنت خدا بر او باد.
همين راوى گويد: از زمان فرج پرسيدم، جواب رسيد:
كسانى كه وقت [ظهور مرا] تعيين ميكنند دروغ ميگويند [كه آن را جز خدا كسى نميداند]. (٤٧)
توضيح
چنانكه از نخستين توقيع مذكور برميآيد، اين منع علتى جز رعايت تقيه و حفظ جان امام در آن محيط ظلم و تهديد و خفقان ندارد، با وجود اين معمولًا محدثان تصريح به نام خاص حضرت را دور از احتياط ميدانند. (٤٨)
٣. اسحاق بن يعقوب از محمد بن عثمان خواهش ميكند نامهاى كه در آن مشكلات عقيدتى خود را نوشته به حضور امام بفرستد. خواهش او انجام ميگيرد و توقيع به خط مولاى ما صاحب الزمان (ع) ميرسد، كه از جمله اين مطالب در اواخر آن آمده است:
امّا علت غيبت، خداى عزوجل ميگويد «اى ايمان آوردگان! از چيزهايى كه اگر برايتان آشكار شود بدتان ميآيد سؤال نكنيد «. (٤٩)
هيچ يك از پدرانم نبود مگر اينكه بر گردنش بيعت يكى از طاغوتهاى زمانش بود، ولى من هنگامى كه قيام ميكنم هيچ بيعتى از طاغوتها بر عهدهام نيست [يعنى آزادانه ميتوانم به قيام جهانى ام اقدام كنم و پيمانى كه وفاى به آن لازم باشد بر عهدهام نيست].
امّا كيفيت بهره بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد است هنگامى كه ابر آن را از ديده نهان كند. سپس حضرت شيعيان را اندرز داده ميفرمايد:
در سؤالاتى را كه برايتان مفيد نيست ببنديد و براى دانستن آنچه از شما نخواستهاند خود را به رنج نيفكنيد، بلكه براى تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه در آن گشايش كار شما نيز هست. (٥٠)