ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - ميزگرد فيلمسازى و مهدويت
ما منابع آمادهاى نداريم و اهل قلممان كه مىخواهند معارف مهدويت را ترجمه بكنند خيلى در اين زمينه كار نكردهاند، چه رسد به اينكه براساس ترجمه آنها بخواهيم يك ترجمه تصويرى و حسى ارائه بدهيم. در اين مسئله مردم ما هم مخاطب آثار ما هستند و هدف صرفاً برگزارى يك جشنواره در رابطه با مهدويت نيست.
جاى بسى تأسف است كه بعد از بيست سال برخوردارى از امكانات، شرايط و قدرت تصميمگيرى نتوانستهايم از غرب دين دفاع كنيم. در كنار هزاران كارى كه ما كردهايم و بودجه و تصميم و قلم ما توانست آن كار را به عرصه توليد برساند، بخش بزرگى از آنها همان بود كه آنها براى ما طراحى كرده، به يك نحوى در ذهنهاى ما آورده بودند.
الآن در اين دوره وانفسا، ما وظيه داريم جوانهايى را كه مولود عصر انقلاب هم هستند به طرف دين سوق بدهيم. ما در مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما به كمك انجمن سينماى جوان سال قبل تصميم گرفتيم مسير خاصى را براى توليد آثارى در موضوع امام على (ع) تعيين كنيم و پس از مقدارى تبليغ و فراخوان دادن ٦٥٠ فيلمنامه در اين موضوع از سراسر كشور دريافت كرديم كه در بررسى اول ١٣٠ فيلمنامه از نظر محتوا و همچنين جنبه هنرى در حدّ مناسبى قرار داشتند و در بررسى نهايى حدود ٣٢ فيلمنامه را مناسب تشخيص داديم و براى توليد قرارداد بستيم. از نظر زمانى اين كارها عبارت بودند از: كارهاى بيست دقيقهاى، هفت دقيقهاى، انيميشن و شصت دقيقهاى. الآن از آن فيلمنامهها چهارده مورد بدون هيچگونه سرمايه اضافهاى توليد شده است. اين محصولات الآن به صورتVHS قابل ارائه است و از اين چهارده مورد، چهار- پنج فيلم حرف براى زدن دارند. اين چهار- پنج مورد با تحريك ما تهيه نشد، جانمايه و برداشت خود هنرمند بود كه به تصوير كشيده شد. با داشتن اين تجربه، من فكر مىكنم اگر ما با هنرمندان گفتوگوى مأنوسى برقرار كنيم و در ابعاد مختلف مهدويت ترجمهاى از معارف و ارزشها را به آنها بدهيم، به جرئت مىگويم جاى بسى اميدوارى است و هيچگونه ريسكى هم ندارد، هرچند برخى معتقدند كه ريسك آن بالاست.
از آن چهارده اثرى كه عرض كردم، دو مورد قابل پخش از تلويزيون نيست ولى دوازده مورد ديگر را مىتوان از طريق تلويزيون به جامعه عرضه كرد. پس مهم توجه به بعد معرفتى مسئله است. البته در اين بعد، بسيارى از آموزههاى دينىمان به نظر من درست است و اگر لغزشهايى مشاهده مىشود براساس احساسات و باورهاى پاك مردم است كه شايد خود مردم هم دليلى براى آن نداشته باشند. به نظر من اگر در بعد معرفتى خوب كار شود، بعد احساسى و عاطفى هم تقويت مىگردد و خوب مىتواند القا شود. بنابراين در اين مسئله ما بايد به ابعاد فراخوان توجه كنيم. البته نبايد مخاطبان فراخوان را افراد خاصى قرار داد بلكه خود موضوع مهدويت و امام زمان (ع) اميد بخشى به آينده و نتظار، موضوعى است كه بسيارى به آن علاقهمندند.
نكته ديگر اين است كه ما بايد بتوانيم در يك سطح قابل قبولى در جامعه امروز اين آثار را ارائه كنيم و اگر بالاتر از كار غربىها نيست، دست كم در سطحى باشد كه بتواند رويكرد تخريبى فيلمهايى را كه در غرب به آنها پرداختهاند خنثى كند. ما بايد به اين رويكرد تخريبى توجه خاص كنيم و ببينيم آنها چگونه توانستهاند مفاهيم و معارف خودشان را به تصوير بكشند. بايد در اين سطح جلوى ديد هنرمندانمان را باز كنيم و بگوييم ما در اين موضوع در نظر درايم چنين پلكان صعودى را طى كنيم و حتى بالاتر از آن. به هر حال در دنيا بايد كار اسلامى، كار دينى و كار شيعى بتواند در مقابل كارهاى ديگر عرض اندام كند.
بحث ديگر اين است كه آيا ما واقعاً مىتوانيم اين موضوع را فراتر از كشور خودمان هم مطرح كنيم؟ اگر خواستيم اين موضوع را فراتر از كشورمان مطرح كنيم، آيا فقط در بين شيعيان يا فراتر از آن در بين غير شيعيان هم قابل طرح است؟ البته نه مسيحيت يا يهوديت، دست كم مسلمانان جهان، اين چند مورد نياز به بحث دارد.
به نظر مىرسد كار مطالعاتى جدىاى در موضوع توجه غرب به اين موضوع انجام نشده، ابتدا بايد پروژهاى براى موضوعشناسى در اين زمينه ايجاد شود. من فكر مىكنم غرب به قهرمانپرورى و قهرمانسازى متكى است و تداوم حيات فرهنگى خودش را در گرو تجديد حيات مستمر قهرمانان مىداند. بر اين اساس در ساخت برنامهها و فيلمها از عالم اسطورهزدايى