ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨
از اين واقعه عظيم است. برخلاف برخى روضه خوان هاى كم مايه امروز كه با هر گونه توهين و تحقير به آل الله، عليهم صلوات الله اجمعين و ارواحنا لهم فدا، قصد بازار گرمى و ريختن اشك مستمعين را دارند.
اشعار گرد آمده در فصل ٣ از تنوع وزن و تنوع دستگاه هاى موسيقى برخوردارند و در اين فصل مى توان نوحه هايى در ابوعطا، افشارى، دشتى، چهارگاه، گوشه عراق و ... يافت. هر چند كه آن گونه كه پيشينيان گفته اند تنوع نوحه ها و روضه ها بيشتر از اين بوده و تقريباً مى شود گفت تمام گوشه ها و نغماتى كه امروزه به ما رسيده و در طول تاريخ اسلامى محفوظ مانده به نوعى در سنت هاى موسيقى مذهبى كاربرد داشته است.
جا دارد مؤلف محترم طى پژوهش جامعى به تكميل اطلاعات خود كه در مقدمه و فصل ٣ آمده بپردازد و چه بهتر كه مراكز پژوهشى مذهبى- هنرى و تاريخى و يا مردم شناسى با حمايت از اين پژوهش، امكان ثبت هر چه دقيق تر آواها و نواهاى مذهبى ايرانى را كه به سرعت برق و باد به دليل گزند زمانه رو به فراموشى اند فراهم آورند.
فصل تاريخ موسيقى ايران و معرفى رديف موسيقى ايرانى در عين ايجاز و صحت مبحث تازه اى ندارد و در كتاب هاى ديگر به شكل جامع تر به آن پرداخته شده است. هر چند كه اگر مخاطبان اين كتاب را علاقه مندان به فراگيرى مرثيه خوانى فرض كنيم كه آن ها را از مراجعه به ديگر كتب بى نياز مى سازد. همين نكات درباره فصل ٢ (تئورى موسيقى) نيز صادق است. مسائل پايه تئورى موسيقى و سلفژ به شكلى مختصر درس داده شده است. هر چند كه كسى كه با قواعد نظرى و عملى موسيقى آشنايى ندارد با صرف مطالعه اين فصل قادر به كشف وزن و ملودى قطعات مكتوب موسيقى (مثل قطعات ارايه شده در فصل ٣) نخواهد بود. از طرف ديگر توصيه به علاقه مندان مرثيه خوانى به فراگيرى موسيقى نظرى و نفت خوانى كمى آرمانگرايانه به نظر مى رسد؛ چرا كه بسيارى از خوانندگان موسيقى سنتى نيز به شكل سماعى رديف ها را آموخته اند و اگر نوحه خوانان و روضهخوانان به شكل شنيدارى (مثلًا بر اساس رديفهاى موسيقى موجود استاد كريمى يا استاد دوامى) با موسيقى سنتى آشنا شوند و از اين تكرارى خوانى، غلط خوانى و خارج خوانى رها شويم بسيار مطلوب است.
بخش هاى آخر كتاب كه به دستگاه صوتى انسان، اصول تنفس و روش هاى تربيت و تقويت صدا و فنّ بيان مى پردازد نيز به نوبه خود خواندنى است. گرچه كم و بيش اين نكات را در كتاب هاى مربوط به بازيگرى مى شود يافت، اما كار مؤلف تنها يك گردآورى يا ترجمه محض نبوده و بسيارى از مثال ها به شيوه اى عملى، تجربى و متناسب با فرهنگ و شرايط ايران بيان شده است.
نقاط ضعف يا كاستى هاى كوچكى هم در كتاب به چشم مى خورد. مثلًا اينكه گفته شده پيش از رواج نفت موسيقى غربى، املاى موسيقى در ايران رايج نبوده، صحيح نيست و به خط و شيوه ديگر از زمان فارابى اين بحث وجود داشته هر چند كه رواج و عموميت چندانى نداشته است. نكته ديگر اينكه بيش تر جستجوها و اطلاعات منقول مؤلف مربوط به سنت مرثيه خوانى در تهران است و جا داشت از سنتهاى موسيقى مذهبى در ديگر مناطق و شهرها هم سخن به ميان مى آمد. عمده توجه كتاب به دو عنصر اصلى شعر و آواز است، حال آن كه مباحثى مثل همخوانى، سازهاى موسيقى مذهبى، پرده، حركت و نمايش، خطابت و علم بلاغت و ... هم مىتوانست مورد نظر باشد.
ديگر آن كه مؤلف در پيشينه روضه خوانى از وسعت ديد محدودى بهره جسته است. نمى توان اين سنت را بدون توجه به پيشينه و ديگر اشكال آن همچون تعزيه، نقالى، پرده خوانى، حمله خوانى و ... مورد بررسى علمى و دقيق قرار داد.
به طور كلى اطلاعات كتاب آنجا كه به اطلاعات دست اوّل و برگرفته از جست وجوهاى شفاهى و معاصر برمى گردد ناب تر است تا اشارات آن به منابع مكتوب؛ چرا كه فى المثل در تاريخ ادبيات ايران كتاب هاى فراوانى را درباره قيام امام حسين (ع) يافت كه برخى به عنوان روضه، مقتل و مرثيه به كار مى رفته است. از فتوح ابن اعثم (قرن ٤) گرفته تا كتاب هاى جديدتر مثل شهادت نامه ابن همام شيرازى (قرن ده، هم عصر روضة الشهداء كاشفى) و آتشكده (قرن ١١). در قرن دوازده و سيزده با فراوانى چشمگير مقاتل، روضه ها، اشعار حماسى، مدح و مصيبت نامه هاى حسينى رو به روييم. انوار حسينى، احزان الصدورف فايز، عين البكاء، جنگنامه خامس آل عبا، محرق القلوبف نراقى، سرّ الشهادتين، صحيفيه ذهبيه در قرن ١٢ و اسرار الابتلاء، الحروب الحسينيه، روضة الحسينيه، معدن الصلحا در بيان سيد الشهدا، سعادة الكونين فى بيان فضائل الحسنين، مهيج الاحزان، بلا و ابتلاء، وسيلة النجات، روضة الحسينيه، ماتمكده، داستان غم (از ديدگاه اهل سنت) بحر غم، طوفان البكاء، مخزن البكاء، رياض الاحزان، بيت الاحزان (از ديدگاه شيخيان)، حمله حسينى، لولوة البحرين فى مناقب الحسين، حقايق المضيئه، عمان البكاء، فيض الدموع، تحفة الذاكرين، بحر الحزن، كنز المحن، انوار الشهادة، خصائص الحسينيه، حجة السعاده فى حجة الشهادة (نوشته اعتماد السلطنة)، نجات العاصين، وقايع كربلا، شجاعت حسينى، غمنامه حضرت امام حسين، كربلاى معلا و ... در قرن سيزدهم كتاب هايى است كه مى توان در تاريخ ادبيات فارسى درباره عاشوراى حسينى يافت. در ميان اولين كتاب هاى چاپى به زبان فارسى در ايران نيز چنين كتاب هايى فراوان اند. بنابر مشهور اولين كتاب چاپ شده در تهران محرق القلوب است. در بخش ضميمه كتاب گنجينه اثر نوشته ميرزا عبدالوهاب معتمد الدوله طبع شده به سال ١٢٨٢ قمرى كه عمده كتاب هاى چاپ تهران تا آن تاريخ را فهرست كرده از ميان ٣٣٨ كتاب فهرست شده، ٢١ عنوان كتاب مصيبت (همچون مرثيه مقبل و مرثيه جوهرى) به چشم مىخورد.
تاريخ منظومه هاى حماسى درباره عاشورا نيز مفصل است.