ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - ٣ دلايل و زمينه هاى نبرد قرقيسيا
فاصله آن تا بغداد مىپردازد و تمامى منازل ميان اين دو را نام برده و به فاصله هر يك از ديگرى نيز اشاره مىكند. بر اساس محاسبه وى فاصله اين دو شهر از يكديگر در حدود نود و چند فرسخ است.[١]
در معجم البلدان طول و عرض جغرافيايى اين شهر به نقل از بطلميوس ذكر شده است:
بطلميوس مىگويد: طول [جغرافيايى] شهر قرقيسيا ٦٤ درجه و ٤٥ دقيقه و عرض آن ٣٥ درجه است. اين شهر جزء اقليم چهارم است.[٢]
يكى از محققان معاصر در مورد موقعيت جغرافيايى قرقيسيا مىنويسد:
امروزه خرابههاى آن نزديك شهر «دير زور» سوريه قرار دارد. قرقيسيا نزديك مرزهاى سوريه- عراق است و به مرزهاى تركيه- سوريه نسبتاً نزديك مىباشد.[٣]
٣. دلايل و زمينههاى نبرد قرقيسيا
آنچنان كه از روايات و بر مىآيد نبرد قرقيسيا بر سر گنجى است كه در ناحيه فرات پيدا مىشود. ابن حماد به نقل از پيامبر اكرم (ص) از اين گنج چنين گزارش مىدهد:
تحسر الفرات عن جبل من ذهب و فضّة فيقتل عليه من كلّ سبعة تسعة، فإذا أدركتموه فلا تقربوه.
فرات از كوهى از طلا و نقره پرده بر مىدارد سپس بر سر آن جنگ مىشود به طورى كه از هر نه نفر، هفت نفر كشته مىشود، پس هرگاه آن را درك كرديد به آن نزديك نشويد.[٤]
همين مضمون با الفاظى مشابه در روايات ديگرى كه از پيامبر گرامى اسلام (ص) نقل شده، آمده است؛ كه از جمله مىتوان به روايت زير اشاره كرد:
تحسر الفرات على جبل من ذهب، فيقتتل الناس عليه فيقتل عليه من كل مائة تسعين أو قال تسعة كلّهم يرى أنّه ينجو.[٥]
فرات از كوهى از طلا پرده بر مىدارد، سپس مردم بر سر آن به نبرد بر مىخيزند و از هر صد نفر، نود نفر (و يا فرمود: نه نفر) در اين نبرد كشته مىشوند، هر يك از آن مردمان گمان مىكنند كه نجات مىيابند.
در الفتن و الملاحم ابن كثير نيز به نقل از رسول خدا (ص) به پيدا شدن گنج اشاره شده است:
يوشك الفرات أن يحسر عن كنز من ذهب، فمن حفره فلا يأخذ منه شيئاً.[٦]
به زودى فرات از گنجى از طلا پرده بر مىدارد، پس هر كس آن را يافت، نبايد چيزى از آن بر گيرد.
ابن كثير در جايى ديگر نيز از آن حضرت روايت مىكند كه:
لا تقوم الساعة حتى يحسر الفرات عن جبل من ذهب يقتتل الناس، فيقتل من كلّ مائة تسعة و تسعون، يقول كلّ رجل منهم: لعلّى أكون أنا الّذى أنجو.[٧]
قيامت بر پا نمىشود، تا اينكه فرات از كوهى از طلا پرده بر مىگيرد [در آن زمان] مردم با يكديگر به نبرد برمىخيزند. پس، از هر صد نفر، نود و نه نفر كشته مىشود، هر يك از آن مردمان مىگويد: شايد من كسى باشم كه نجات مىيابم
ابن حسام جونپورى نيز در البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان به ماجراى كوه طلا در فرات اشاره دارد:
لا تقوم الساعة حتى يحسر الفرات عن جبل من ذهب يقتتل عليه الناس و يقتل تسعة أعشارهم.[٨]
قيامت برپا نمىشود، مگر اينكه فرات كوهى از طلا را آشكار مىسازد، مردم بر سر آن گنج به نبرد برمىخيزند و نه دهم آنها كشته مىشوند.
نويسنده كتاب عصر ظهور در بحث از جنبش سفيانى چنين آورده است:
... هدف اصلى سفيانى از جنگ عراق سلطه يافتن بر آن كشور و ايجاد مقاومت در برابر نيروهاى ايرانى و زمينه سازان ظهور حضرت، كه از مسير عراق به سوى سوريه و قدس پيش مىروند خواهد بود. ولى در راه عراق در اثر حادثه عجيبى جنگ قرقيسيا رخ مىدهد و آن حادثه پيدا شدن گنجى در مجراى فرات و يا نزديك مجراى رود فرات است. به طورى كه عدهاى از مردم براى دست يافتن به آن، دست به تلاش مىزنند و آتش جنگ بين آنها شعله ور مىشود و بيش از صدهزار تن از آنها كشته مىشوند و هيچ يك به پيروزى قطعى نمىرسند و به آن گنج دست نمىيابند. بلكه همگى از آن منصرف شده و به مسايل ديگر مشغول مىشوند.[٩]
ناگفته نماند كه ايشان نيز رواياتى در مورد پيدا شدن گنج نقل مىكنند، از جمله روايت زير كه در نسخه خطى ابن حماد به نقل از پيامبراكرم (ص) وارد شده است: