ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - آفتاب فردا
دليل انتظار
اى سفينه نجات در طوفان گمراهى وگرداب جهالت اى قافله سالار قبيله عشق اى حضور سرخ در عصر سياه نتوانستنها اى درياى عطش وحيات دين در عطش خون تو كه ترك صفا و مروه كردى تا نقش آفرين صفاى كربلاشوى اى بذر افشان لالهها در دشتهاى تعهد اى دليل انتظار روز موعود اى شور نهضتها حرف اوّل در روز آخر اى مروج خوبىها و بازدارنده از پليديها اى روشنگر آفتاب حقيقت در محاق ابر ضلالت اى آموزگار آزادگى از اسارت تن و زندان محيط اى كوه بلند استقامت در هجوم تهديدها و سفره تطميعها اى معمار حريت، جوانمردى و شعر بلند ايثار
آشتى
روز چون شب تيره خورشيد از نظرها پنهان و مردمى دلتنگ كويى يخ چون سنگ جهان بكام چاپلوسان شد صداقت زير مشت خدعه خرد گشت خوبيها رنگ باختند ابتذال دست در گردن فقر هجوم آورد وسعت زمين بر حيات بشر تنگ نمود بركت از زمين رفت سياهى بر پهنه آسمان ... چتر خود را تا زمين گسترد از آن روز تا كنون ما ماندهايم و دستهايى گره خورده به آسمان در انتظار روز آشتى زمين با آسمان
آفتاب فردا
در آسمان ستاره آشنايى پشت ابر دلواپسى آفتاب فردايى امتداد نامت تا بلنداى كهكشانها همه قطرهاند و تو دريايى اى منتهاى آرزوها بهار گلستانت كى عزم خزان بستان مىكند كه مانده در گلوى بلبلان خار جدايى در كوچه تنهايى نشان تو مىجويم تن بى ناى مانده است، وقت است كه باز آيى دل را فرش آذين مهرت ساختهايم تا خانه دل روشن فرمايى
آزاد- (ع) بهبهان