ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - گلها در انتظارند
ن. طيبى
پنجره ها را باز كنيد، آنسوى خاكسترى پنجره ها بهار جارى است.
پنجره ها را باز كنيد، آنسوتر رنگها به جشن نشسته اند و هديه بهار يك گل است و آن هم «اقاقيا».
آرى!
پشت پنجرهها گلها در انتظارند؛ در انتظار يك نگاه، نگاهى كه از ديوارهاى آهنين شهرها بگذرد.
و در باغ آرزوها به ميهمانى «شقايق» رود؛ شايد از قدمگاه اين نگاه «شوق» پرواز كند.
پنجرهها را باز كنيد، آه! مىبينيد سبزينه لبخند در وجود كودكان فقر به زردى گراييده است. من مىدانم كه
سفره خالى همسايه ما پر از نياز است.
از پشت شيشه پنجرهها گاه مىتوان بغض شكسته يك پرستو را ديد.
و مى توان صداى شكستن قلب قنارى ها را شنيد.
من اگر تنها يك شب به آسمان سفر كنم، به قدر يك زمين سوغات مى آورم. مى آيم و ستاره هاى محبت را به دامن هاى دختركان آرزومند شهرمان مى دوزم.
و از ماه، گردنبندى مى سازم تا چشمان معصوم مادران «آبرو» براى لحظه اى به ساحل خشكى نشيند. و اى كاش خورشيد با من مى آمد. مى آمد به خانه هايى كه ميزبان زمستان بودند تا روسياهى به دل سرد و تاريك مانماند.
و من اگر تنها يكبار سرى به دامنه ملكوت زنم، شرحى مى نويسم بر حاشيه سبز ايثار و عشق.
و بر «دفتر» خودبينى ها و خودخواهى ها مهر اختتاميه مى زنم.
و اگر در كوچه پس كوچه هاى زندگى «بار» افتاده اى ديدم از آن «بال» پرواز مى سازم.
اى آنان كه،
خانه هايتان را خانه تكانى كرديد جايى هم براى خاطره ها بگذاريد.
و اى آنان كه «سبزه» سبز مى كنيد؛ در صحن و سراى دل نيز گل و سبزه محبت بكاريد تا ابديت شاهد رويش
جوانه هاى دوستى و صفا باشد.
و شما كه ماهى قرمز را در تنگ شيشه اى زندانى كرده ايد، براى يكبار هم كه شده است به فكر قنارى هاى در قفس باشيد و براى آزادى آنان صدقه دهيد.
آيا تاكنون بر سفره هفت سين به آيينه نگاه كرده ايد؟ خود را ببينيد شما خداوندگار عشق بر روى زمين هستيد، بياييد، خدايى بنگريد و خدايى بشنويد و خدايى كرم كنيد.
بياييد با هم خورشيد را باور كنيم و به ماهتاب رحمت حق دل بنديم.
بياييد به درياها بپيونديم و بوسه نسيم را بر روح خسته دردمندى احساس كنيم.
بياييد پيش از آمدن عيد، عيدى بگيريم.
سخن پيامبر خدا را مى شنويد؟ گفتار او گوش آسمانى مى خواهد نه گوش زمينى.
مى فرمايد: «المسكين رسول الله»؛ مسكين و مستمندى كه به سوى تو دست نياز بر مى آورد، فرستاده خداست
اگر جوياى كمال وحيات پاك هستى به مسكين دل بسپار و مرهمى باش بر زخم نيازش.
پاسخ به او «لبيك» به خداست و «عيدى» او حيات است، چرا كه در قرآن آمده است:
«ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ»
اى مؤمنان آنگاه كه خدا و «رسولش» شما را مى خوانند، اجابت كنيد كه آنها به شما حيات مى بخشند.
مگر نه اينكه از جاده مخلوق بايد به خدا رسيد؟ مگر نه اينكه ريسمان پيوند با خدا يك سر در زمين دارد؟ پس بشتابيم و پنجره ها را براى هميشه تاريخ باز بگذاريم شايد ديگر هيچ «نالهاى» در سرزمين «لاله ها» به گوش نرسد.
و اينك
بياييد براى سلامتى گلهاى نيكىها «شمعدانى» روشن كنيم! و آواز گل داوودى را براى «لالايى» كودكان بخوانيم.
بيائيد ياسها را بپرورانيم امّا براى دعاهايمان يك سبد گل اميد سفارش دهيم.
اگر بخواهيم مىتوانيم ناز گلها را بخريم و فاصله ميان فصلها را برداريم.
شما را به حقيقت سوگند،
بياييد پيام گل «نرگس» را باور كنيم
و براى ديدار حسن يوسف اش دعاها را از سر گيريم.
\* به نقل از روزنامه كيهان- ١٣٧٧/ ٢/ ٢٦.