ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - حضرت مهدى (ع) در دنياى امروز
در داخل كشور ما هم عدهاى آمدند و گفتند كه تكنولوژى به دليل اينكه خود پيام است پس بهتر است كه او را به طور كلى كنار بگذاريم. اين حرف هم حرف درستى است. هم حرف غلطى است. انسان استفاده كننده از تكنولوژى، اگر انسانى باشد كه در فضاى فرهنگ فطرى و فرهنگ اسلامى رشد كرده باشد، بله مسخر تكنولوژى قرار خواهد گرفت. امّا اگر يك انسانى باشد، رشد يافته، آن وقت با نگاه ابزارى به تكنولوژى خواهد نگريست و آنچه كه از فقه ما انتظار مىرود اين است كه فقه جنبه پيرو بودن تكنولوژى را معين بكند و اصول كلى كه بايد اين تكنولوژى پيرو آن اصول باشد، به عنوان اصول پيشرو، آنها هم تبيين بشوند.
قضيه مهدويت يكى از آن عناصر عمدهاى است كه فطرت به او آنچنان قوام مىبخشد، آنچنان شكوفا مىكند كه به راحتى مىتواند از هر ابزارى در اين مسير استفاده كند. كما اينكه ناخودآگاه الآن بخشى از كسانى كه در كشور ما دارند از تكنولوژى جديد استفاده مىكنند، در همين مسير دارند قرار مىگيرند. يعنى جنبه ابزارى براى آنها پيدا كرده است، اين است كه اين ديدگاه مثل ديدگاه «تافلر» يا ديدگاه «مك لوهان» يا ديدگاه «نيل پست من» در فضايى كه آنها فكر مىكنند، براى آنها درست است. كاملًا منطقى است و درست بيان مىكنند. منتهى ما در فضاى «الاسلام يعلوا و لايعلى عليه» فكر مى: نيم و اسلام آنچنان علو دارد كه هيچ چيز نمىتواند برتر از آن انديشه واقع بشود. آيهاى هم در قرآن داريم كه مىگويد: «عَلَيْكُمْأَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ»[١] شما به خويشتن توجه كنيد، بيرون از شما ديگر نمىتواند به شما ضرر بزند. اگر تكنولوژى با شخصيت عدهاى بازى كند آنها شخصيتهايى هستند در قالب انسانهاى با شخصيت، يعنى به ظاهر با شخصيت. مثال سادهاش اين است كه يك دختر دو ساله را نگاه كنيد، با يك عروسك كوچكى بازى مىكند، خيلى هم لذت مىبرد همين دختر وقتى پانزده سالش شد به او بگوييد اين كار بكن خجالت مىكشد؟ چرا؟ چون شخصيت او از علو برخوردار شده، هرچه شخصيت بالاتر برود تأثيرش بر محيط خارج بيشتر و تأثرش از محيط خارج از خودش كمتر خواهد شد. تمسك به مهدويت، شخصيت را اينچنين رشد مىدهد كه تأثيرگذار باشد و تأثّر او كم بشود تا جايى كه بعضى مىتوانند به مرحلهاى برسند كه تدثيرشان صد در صد و تأثر آنها صفر شبود كه اين مرز نهايى استقلال شخصيت انسانى در تفكّر دينى ما خواهدبود.
در برخى از روايات در باب حضرت (ع) مىبينيم كه مىگويند ايشان زمانى ظهور مىكنند كه همه مردم به يأس مبتلا شده باشند و از سوى ديگر به عنوان وظايف غيبت ايجاد آمادگى عنوان مىشود. درباره اينگونه تناقضات در ميان روايات چه مىتوان گفت:
در روايات ما تعبير تناقض تعبير صحيحى نيست. گاهى مدلول بعضى از روايات تعارض دارد. و بزرگان ما براى رفع تعارض در رواياتى كه تعارض وجود دارد و به اصطلاح جمع دلالى مىكنند اين روشى است كه در كتب اصولى هم مطرح است. مرحوم شيخ، اعلى الله مقامه الشريف، در «وسايل» در مبحث تعادل و تراجيح نكاتى را مطرح كردهاند. بزرگان ما رسالههايى درباره تعادل و تراجيح نوشتهاند و حتى بعضى معتقدند اصلًا مجتهد واقعى كسى است كه بتواند بين اين روايات معارض جمع بكند. در ميان بزرگان اگر ملاحظه بكنيد مرحوم محقق صاحب شرايع، يكى از هنرهايى كه در شرايع به خرج دادهاند، اين است كه به جاى اينكه روايات معارض را طرد بكنند، كنار بگذارند آنها را جمع كردند و جمع بسيار زيبايى است و هنر صاحب شرايع همين است و شايد اگر بعضى كتاب شرايع را «قرآن الفقه» مىدانند از اين باب باشد. بنده در درس آيتالله بهجت، اين را از خود ايشان شنيدم كه ايشان مىفرمودند كه قوىترين جمعهاى اينچنين احاديث معارض را محقق صاحب شرايع انجام داده است و براى همين صاحب شرايع انجام داده است و براى همين صاحب شرايع از نظر جمعى و فقهى، عميق و دقيق است و حالا من از همين فرصت استفاده مىكنم و به عزيزان طلبه بزرگوار تأكيد مىكنم كه در كنار مطالعات و مباحثاتشان، حتماً شرايط مرحوم محقق را مورد بحث و بررسى قرار بدهند. رواياتى كه در باب ظهور ولىعصر (ع) وجود دارد، بسيارىاش قابل جمع است.
١. جمع اين روايات احتياج به دقت نظر عميق دارد.
٢. با مطالعه عميق روايات، همه را بايد كنار هم بررسى كرد.
٣. دقت نظر در خود واژههاى روايات لازم است و اين يعنى بررسى لغوى روايات از طرف ديگر بررسى سندى روايات هم لازم است كه بايد به خوبى بررسى شود. همچنين، تفكيك بين