ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - حضرت مهدى (ع) در دنياى امروز
مقدمات ظهور با علايم ظهور كه خود اين مطلب خيلى ظرافت دارد اينها يك مجموعه كارهايى هست كه ايجاب مىكند يك گروه تحقيقى بنشينند، روى اينها كار تحقيقى بكنند و اينها را به مرور زمان به جامعه اسلامى عرضه بدارند. مخصوصاً اين كار مىتواند بحرانهاى مهم فكرى را در جامعه ما مخصوصاً در انديشه نسل جوان ما اصلاح بكند. من باب مثال عرض مىكنم: در روايات آمده است كه فرزند ما مهدى (ع) زمانى ظهور مىكند كه سعيد به اوج سعادت برسد و شقى به اوج شقاوت. در چه زمانى اين شرايط قابل تصور است؟ خوب بايد هم ميدان براى شقاوت شقى باز شود و همبستر بايد براى سعيد باز بشود. ميدان براى شقاوت شقى اين است كه مفاسد زياد بشود. بخشىاش را هم خود شقى دامن مىزند. طبيعتاً سعدا مقابل اين مىخواهند مقاومت بكنند. ايستادگى سعدا موجب مىشود مشروط به اينكه خودشان آلوده نشوند. در سعادت قوىتر شوند و لجاجت اشقيا موجب مىشود كه آنها در شقاوت قوىتر شوند. طبيعتاً سعيد وقتى به اوج مقاومت روحى مىرسد، زمينه براى او، براى پذيرش ظهور حضرت بقيهالله، فراهم خواهد شد. اين زمينه را خود شقى ناخودآگاه فراهم مىكند. وقتى سعيد اوضاع را نمىتواند تحمل كند خلاف فطرت اوست. از اعماق وجودم تشنه يك جامعه صالح و يك مديريت الهى براى كل بشريت مىشود و همين تشنگى درونى زمينه تحقق اين آيه قرآنى را فراهم مىكند كه فرمود: «و آتاكم من كل ما سألتموه». «هرچه سؤال كنيد ما به شما مىدهيم». سؤال زبان قال نيست. زبان استعداد است. بايد از درون، به اين نياز رسيد. وقتى همه تشنه وجود حضرت شدند اين فضا كمك مىكند. خوب حالا پس تكليف امر به معروف و نهى از منكر كه در آيات و روايات شده چه مىشود؟ بخشى از مقاومت سعيد در مقابل شقى در همين است. در دل خود روايات موجود است كه لازمه مقاومت اين است كه امر به معروف به نهى از منكر بپردازد. بىاعتنا نباشد. بله در بعضى از موارد بايد اعراض بكنند. در بعضى از موارد مقاومت بكند. در بعضى سكوت بكند. در بعضى از موارد فرياد بزند كه براى تشخيص اين موارد احتياج هست به فقها و به تعبير خود حضرت ولىعصر (ع) به روات احاديث مراجعه بكنند.
از جمله اين روايات، رواياتى است كه بيان مىكنند در آخرالزمان حضرت روى سر مردم دست مىكشند و عقل مردم را كامل مىكنند و يا اينكه مردم كامل مىشوند و از سوى ديگر زن يهوديهاى حضرت را شهيد مىكند. اينها را چطور مىتوان جمع كرد؟
فكر مىكنم موضوع شما در حقيقت دو موضوع از هم جدا است، در روايات آمده كه وقتى حضرت ولىعصر (ع) خداى متعال دست مىكشد روى عقولالناس و عقول الناس به كمال مىرسند. منتهى، ما به تعبيرى داريم كه «ما من عام الاوقد خصّ» هيچ قضيه عمومىاى نيست الّا يك تخصيصى وجود دارد. در خود قرآن كريم استثناهاى زيادى داريم. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا، يا إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فراوان است. كه با توجه به بقاء قرآن الى يوم القيامه، از اينجا قابل استفاده است كه عدهاى از اين عنايت حق تعالى، تخطى مىكنند و زمينه انحراف آنها فراهم است. زمينه هست. يك نكتهاى را من اينجا عرض بكنم. از روايات باب رجعت استفاده مىشود كه اينكه شيطانگفت به من مهلت بده الى يوم يبعثون. اين يوم رجعت است. در الزام الناصب جلد سوم از طبع قديم روايات دارد كه بوميبعثون اشاره است به يوم رجعت. حضرت امير (ع) رجعت مىكنند، يكى از كارهايى كه مىكنند (اين است كه شيطان را از بين مىبرند، مىكشند. او كه از بين رفت، زمينه كلى براى شقاوت از بين خواهد رفت تا آن زمان عقول پرورش پيدا مىكنند، ولى احتمال خطا هم در ميان انسانها وجود دارد.
چرا؟ چون در بعضى از روايات دارد كه در زمان ظهور حضرت بقيةالله، ارواحنا فداه، وقتى مىخواهند، حكم صادر بكنند، احتياجى به شاهد ندارند. براساس علم الهى خودشان حكم مىكنند. خوب بايد خطايى باشد كه حضرت بقيةالله حكم كنند. پس اين دسته روايات اين قضيه را تقويت مىكند. اين است كه استبعادى در اين قضيه وجود ندارد.
در پايان اگر توصيه و سفارشى به خوانندگان خوب موعود داريد، مطرح بفرماييد.
جناب شيخ محمود مىفرمايد:
|
رمق دارد دو چشم اهل ظاهر |
نبيند از مظاهر جز مظاهر |