ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - امير كشور دل ها
در اين فيلمنامه چهار تا مريضى را معرفى مىكنم كه صد ميليارد دلار در سال براى صهيونيستها درآمد دارد و درد و درمان آنها مشخص است و در كنار آن چهل تا مريضى را نام مىبرم كه غرب نمىتواند درمان كند. و اينها را اسرار علمى مىدانم و مىگويم اگر كسى مىخواهد درمان كند بايد به ايران بيايد و علم پيش ماست. طرح اين موضوع در سال ٣٥٠ ميليارد دلار ضرر براى صهيونيست دارد. چنين طرحى مىتواند در سطح كلان دولت مطرح بشود و اين يعنى مذهب اصيل، تنها راه است.
ما راههاى متعددى نداريم كه مذهب هم يكى از آنها باشد، تنها راه كامل، مذهب است.
ما بايد حق را طورى مطرح كنيم كه باطل سوءاستفاده نكند و باطل را طورى بكوبيم كه حق تضعيف نشود و باطلهاى ديگر سر بر ندارند. اگر بخواهيم مهدويت را براى مسيحيان و ليبرالها مطرح كنيم بايد به گونهاى برخورد كنيم كه موجب تنفر نشود. من با تلقين احساسات مخالفم. ما بايد معرفت و آگاهى بدهيم. انسان در انتخاب آزاد است و فطرتاً به حقّ گرايش دارد.
مطلب ديگر اينكه من با ساختن فيلم پيغمبران و امامان (ع) مخالفم. به شخصيت آنها نمىشود نزديك شد، براى اينكه آنها به شهود رسيده بودند. عكسالعملى كه از درون برمىخيزد، نگاهش، سكوتشف خوابش، لبخندش تأثير دارد. و اين تأثير برخاسته از شهودى است كه او قيامت را ديده است و من اين را نمىتوانم نشان نشان دهم. من اگر شخصيتى را كه وابسته به يك قديس است مطرح كنم، خود آن قديس در نظر بيننده خيلى بزرگتر مىشود.
دكتر بلخارى: به هر حال ما معارف زيادى داريم كه بايد به گونهاى به جامعه عرضه كنيم، منتها مهم يافتن زبانى است كه همه آن را بفهمند و گويا فرض شما اين است كه ما بايد به دنبال اين زبان بگرديم.
آقاى باقرى: البته ما اين زبان را داريم و مىتوانيم با جوانان و بسيارى از مردم ارتباط برقرار كنيم وحرفهاى خود را هم به آنها بزنيم، منتها روش دارد.
«ادامه دارد»
امير كشور دلها
|
بهار آمد و امّا نيامدى خورشيد |
براى خاطر فردا نيامدى خورشيد |
|
|
تمام زندگى ام بوى خستگى دارد |
به شوق بردن دلها نيامدى خورشيد |
|
|
حديث روى تو گفتن فراتر از حرف است |
تو اى تمامى دريا نيامدى خورشيد |
|
|
تمام كوچه و شهر و نگاه ها برراه |
ولى تو از سر صحرا نيامدى خورشيد |
|
|
هنوز هم عطش ديدن تو در جانهاست |
سفيد و ساده و زيبا نيامدى خورشيد |
|
|
شكسته باده و پاشيده مجلس ياران |
به نام حضرت مولا نيامدى خورشيد |
|
|
حضور دارى و اما تو غايب از چشمى |
براى ديدهى شيدا نيامدى خورشيد |
|
|
به روز وصل چه دارم مگر تمنايت |
اميد كشور دلها نيامدى خورشيد |
|
|
غزل براى تو گويم هميشه تا هستم |
بهار آمد و اما نيامدى خورشيد |