ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - جلوه هاى آخرالزّمانى زندگى هاى ما
جلوههاى آخرالزّمانى زندگىهاى ما
محمود مطهّرىنيا
موضوع آخرالزّمان و فرجام جهان، از همان آغازين ايّام هبوط حضرت آدم (ع) مورد سؤال او و فرزندانش قرار گرفته است. بشارت به ظهور منجى آخرالزّمان و انتظارى كه در پى آن تعريف مىشود، به راحتى در متون مذاهب و ملل مختلف جهان تا به امروز، قابل رصد و دنبال كردن است. نتايج زيبا و متحيّركننده پژوهش در اين زمينه، آنجا خودنمايى مىكند كه اين مطالعه حالت تطبيقى و مقايسهاى به خود بگيرد و اين مطالب در كنار هم قرار گيرند. آنچه در پى اين بررسى به دست مىآيد، گوياى اين نكته است كه تمام انسانها در انتظار شخصى واحدند و با نامها و عناوين مختلف، از آرزوى ديرينه خود ياد مىكنند.[١] از ديگر نتايجى كه با مطالعه آثار يادشده جلب توجّه مىكند، اين مطلب است كه هر چه به ظهور يا به تعبير دقيقتر به ولادت منجىّ موعود نزديكتر مىشويم، انبيا و اولياى الهى به اين موضوع بيشتر پرداختهاند و بيشترين فراوانى نقلها در اين عرصه را مىتوان در منابع اسلامى و به خصوص شيعى يافت؛ امّا همانطور كه قبل از اين نيز بيان شد، شيعيان در دو مقطع به طور جدّى دچار آسيب حيرت مىشوند: يكى در ابتداى غيبت و ديگرى در انتهاى آن.
در دوره «آخرالزّمان» تغيير در نگرش انسانها نسبت به همه امور و مسائل در جوامع مختلف و از جمله جامعه اسلامى رخ خواهد داد. شايد بتوان ادّعا كرد مهمترين پديدهاى كه در جامعه اسلامى، به شدّت دچار تغيير و تحوّل مىشود، امر به معروف و نهى از منكر است؛ زيرا تحوّل در آن، زمينهساز تمام تحوّلات بعدى خواهد شد. امر به معروف و نهى از منكر شاهرگ حياتى اسلام و جامعه اسلامى به شمار مىآيد و به تعبير روايات، فريضهاى چنان بزرگ است كه ديگر فرايض با آن قوام مىيابند.[٢] هرگاه بدانها عمل شود، امّت اسلام روى خوشى و خير را خواهد ديد. عمل به آنها، عزّت يافتن از جانب خداوند متعال را به دنبال خواهد داشت و ترك آنها، خذلان و خوارى[٣] و نيز بغض و قهر الهى را.[٤] عمل كردن به آن دو بر خلاف تصوّر عوام، نه امركننده و ناهى را به استقبال مرگ مىكشاند، نه او را از آنچه كه به عنوان روزى، براى او مقدّر او شده، محروم مىسازد.[٥]
به رغم تمام آنچه درباره اهمّيت امر به معروف و نهى از منكر و جايگاه اين دو در اسلام آمده است، در دوره آخرالزّمان علاوه بر ترك امر به معروف، توسط جوانان و پيران و نيز خوارى امر به معروفكننده، كار تا آنجا پيش مىرود كه مؤمن قدرت بر انكار و نهى ندارد؛ مگر در دل خويش و اگر كسى به حق تكلّم نموده يا امر به معروف و نهى از منكر كند، ديگرى به سوى او برخيزد و او را نصيحت كند كه اين امر از تو برداشته شده است.[٦] در دوره آخرالزّمان اين دو فريضه اسلامى به طور چشمگيرى كنار گذاشته مىشود. علّت اين امر را مىتوان ناشى از ترس جانى، مالى، نيافتن شرايط مناسب و غربت اسلام و حق دانست؛ زيرا در اين دوره، دين به همان غربت صدر اسلام بازگشته[٧] و در ميان مردمان تنها، نامى از دين و اسلام باقى مىماند و اساساً ديندارى در ميان آنان امرى خوار شمرده مىشود. ساكنان آخرالزّمان، دين را ترك گفته و به دنيا بچسبند، آخرت را ترك گفته و به دنيا اكتفا كنند و همين قدر